جستجوي مطالب
Google
keramatzade.sabablog.com
https://keramatzade.com/The-secrets-of-the-mind

اکثریت ما غیرممکن است .

اسرار ذهن و تشخیص صدای ذهن ناخوداگاه مان

ذهن چیست؟


ذهن پدیده ی غریبی دروجود انسان است . « ذهن یعنی خاطرات ، دانستگی ها ، امیال وآرزوها ، واعمال وافکار وتصوراتی که برای ما هویت شده اند وهمچنان مارا دردام خود نگاه می دارند ». ذهن ، هویتی بدلی وکاذب دروجود ماست که این هویت القایی سعی می کند که با هرترفند ودسیسه وحقه ای همچنان آدمی را اسیرتنش های خود داشته باشد . انسان ها ازدوحالت ووضعیت خارج نیستند ؛ یا اسیروخودباخته ی ذهن خود هستند که چندان اصراری برای آگاهی یافتن ازماهیت ذهن و رهایی خود ازاین دام مهلک ندارند ویا کسانی هستند که ذهن را درخود می شناسند و بقول معروف ؛ کجدارومریض سعی می کنند تا می توانند خودرا گرفتاراین غده « عقده های درونی » درخود ننمایند وازخودباختگی خود به ذهن خودرا تا حدی برحذر دارند . وقتی درخود عمیقآ خیره شویم به حرکت های ذهن وقوف می یابیم وآن را در ضمیرخود مشاهده می کنیم . 


ذهن بطورممتد ومستمربرای بقای خود دنبال طعمه گشته وبه خود حیات میدهد ، ازشاخه ای به شاخه ی دیگرسرک می کشد « آنچه را درذهن خود درگذشته ، با کسب تجربه ، بانگاه ، باارتباط ، با تجزیه وتحلیل ثبت وانباشت کرده ایم » ونزدیک ترین طعمه ای که می تواند آدمی را اسیرخود نماید را انتخاب کرده وصاحب خودرا به دام می اندازد ، مساله ای برای آدمی مهم است ، برای فرد برجسته ترازسایراموراست ، ذهن همان موضوع وسوژه را برای بقای حیات خود برمی گزیند وفرد را گرفتارمی سازد . مشکل اینجاست اغلب نسبت به ماهیت ذهن خود آگاهی نداریم وهمیشه درزنجیره ی ذهن گرفتاریم . 


ونیزاعتراف می کنم که رهایی ممتد وهمیشگی « هوشیاربودن مداوم دربرابربازیها وتنش ها ی ذهن »  و رها بودن ازترفندهای ذهن کار دشواری است وکسی که چشمش به حرکات واعمال ذهن درخودش گشوده شود ، سعی می کند تا حد توان درمسیروحرکت هایی خودرا قرارندهد که گرفتار زندان تاریک وقفس بسته ی ذهن و ترفند وزیرکی های ذهن خود شود .  درزمان معاصربخصوص این امری دشواروبرای اکثریت ما غیرممکن است .

حتما بخوانید: با استفاده از این ترفند با 10 ایده بزرگ کسب و کار آشنا شوید​

چگونه میلیاردر شویم​


 ذهن حجمی ازحقه ومکردروجود انسان است که فعلی جزنیرنگ ودسیسه را نمی شناسد چون خود ذهن ماهیتآ وکمآ وکیفآ جز خدعه وفریب نیست . ذهن کلافی ازفریب است که درگوشه ای یا درنقطه ای ازمغزجای گرفته است وکارذهن جزبازی دادن انسان نیست .

ذهن هویتی بدلی وغیرواقعی دروجود انسان است وسعی می کند چشم وگوش آدمی را بسته وآدمی راازدرک این واقعیت که ؛ ساختارذهن فریب است وهویت واقعی انسان خارج ازحیطه ی ذهن است ،  بازداشته و همچنان با حیله ودسیسه آدمی را دراسارت خود نگاه دارد .

ذهن با بازیگری های بیهوده وواهی وبی اساس ، آدمی را سرگرم می سازد والبته نفس وکارکرد ذهن این است که اینگونه برای انسان هویت وشخصیت بیافریند ولی نفس ذهن ، زیرکی ودروغ وبازی ست  و  برای خود ذهن انسان واقعیت دسیسه وترفند ها یش قابل درک نیستند ، ذهن ازدیدن اعمال محنت بارخود عاجزاست . 

ذهن قدرت مشاهده ی خودرا ندارد وباید به نیروی دیگری درخود چنگ بیاندازیم تا قدرت دیدن ذهن را به دست بیاوریم  . همان ذهن را «خود» می خوانند ، ذهن را« نفس» می خوانند . ذهن وخود ونفس یکی هستند که شیطان نیزنام دیگر نفس و ذهن وخود دروجود انسان ودرضمیراوست . کسی که بتواند با آگاهی کامل ، وبا کسب نیروی سرشاردرونی خود ، و با هوشیاری وبیداری مداوم و دمادم ، خودرا ازاسارت ذهن ومکروحقه های آن خلاص نماید شاهکارنموده است که با توجه به گردش تاریخی زندگی یکایک انسان ها تا به امروز، امری ظاهرآ محال می نماید . 


انسان قرنهاست که ناآگاهانه وناخودآگاهانه وناخواسته دردام این عفریت درونی گرفتارشده ووجود همین عفریت را برای خود هویت واقعی میخواند ، اختیارخودرا صددرصد به ذهن خود باخته است وهرشیوه وراه وروشی را ، ازنظراندوختن دانش ، انباشت ثروت ، تفکرات واعمال وعقاید معنوی و ایده آل وآرمانی ، همه و همه را که برمی گزیند تمام آنها صرف حفظ و بقای همان ذهن ، خود ونفس می شوند  . 

آری . این ساختاروکیفیت وماهیت ذهن ما وهمچنین خالق وآفریدگار هویت وشخصیت ماست وتازمانی که گرفتاراین وصله ی نانجیب درخودباشیم جز شخصیت وماهیتی تصوری وخیالی برا ی خود نمی سازیم ، وجزاین شخصیت پوشالی را درخود تقویت نمی کنیم وجزمرید وسرسپرده ی هوی و هوایی درخویشتن نیستیم .


 اما انسان ها شاید اغلب این واقعیت را درخود می دانند وغیر شهودی ویا نیمه شهودی درخود می بینند ، ولی سعی می کنند ازاین شخصیت نفرینی وغیرواقعی خویش خودرا به هر بهایی  بطورمداوم وپیوسته بی خبرنگاه دارند که بی خبربودن ازاین وصله ی ناجورجزخودباختگی وسرسپرده گی به همان وصله نصیب مان نمی کند . 


انسان گرفتارذهنیتی کاذب درخود شده که آن را برای خود واقعیت وحقیقت وجودی خویش می پندارد . انسان غیرارادی  گرفتارپدیده ای توهمی وخیالی درخود شده است که همین پدیده به او اعتباروامتیازوشخصیت وهویت خیالی میدهد وبه همین دلیل آدمی قدرت وتوانایی درهم شکستن این پدیده ی کاذب را درخود ازدست میدهد . 
 برای درهم شکستن وویران کردن این وصله ی ناجور درخود ، انسان نیازبه یک انرژی و قدرتی قوی دارد که با کمک آن نیرووانرژی سرشار، که درهرانسانی نهفته است -  می تواند این دشمن درونی را درخود شکست داده وخودرا ازاسارت آن نجات دهد . ذهن آدمی نیرویی محدود وشکست پذیراست وبا قدرت مشاهده می توانیم نیروی محدود ذهن را درخود ، کم رنگ وکاملآ بی اثروخنثی نماییم . بعدازخنثی نمودن ذهن ، نیرووانرژی دیگری درانسان به فعلیت میرسد که یک قدرت مافوق ونامحدود وبیکران است .

 

خلوت دل نیست جای صحبت اغیار
دیوچو بیرون رود فرشته درآید .....حافظ

دنیا همیشه مکان رنگین وفریب انگیزی برای اغوای انسان بوده ودرزمان معاصربه دلیل رشد عقلانی وعلمی آنها  ووسعت جهان برای آدم ها دامنه ی فریب بسیارگسترده ووسیع شده است ، وآدمی نیزگرفتارچالشی درخود می باشد که به سهولت نمی تواند ازاسارت این چالش درونی خودرا نجات بدهد وهمین دونکته برای هر انسانی درهرزمان و همیشه سرنوشت تعیین کرده اند ، اما این سرنوشت انسان سرنوشت واقعی وفطری وخدادادی او نبوده ونیست ورهایی آگاهانه وکامل انسان ازاین سرنوشت القایی وتصوری ، سرنوشت واقعی اوست .

یکایک ما انسان ها درهمه ادوارواعصاری ، تاوان بسیارسنگین غفلت وبی خبری وخوااب آلودگی خودرا می پردازیم اما هرگزچشم خودرا نگشوده و خودرا ناآگاهانه جبری سرنوشت پرازمحنت ورنج وعذاب خود می دانیم . اما سرنوشت ما هرگزاین چندروزه ی عمر پرازدردوادبارومصیبت و اندوه ورنج نیست .


حتما بخوانید: با این 20ترفند زبان بدن اطرافیان را به سمت خودجذب کنید​

رازهای متقاعد کردن اطرافیان​

صدای ذهن چیست و چگونه آن را تشخیص دهیم؟


شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که در ذهنتان زمزمه هایی مداوم میشونید که قطعی هم ندارد.این زمزمه های بدون قطعی سر و صدای ذهن یا صدای ذهن نام دارند.زمانی که صدای ذهن به سراغمان می آید انگار مکالمه ای در درون ما صورت میگیرد که بدون وقفه در حال انجام است.امکان دارد خیلی از مواقع صدای ذهن را نشنوید،چرا که عادت عمیق و قدیمی میباشد که به طبیعتی برای انسان تبدیل شده است.


این صدا مثل یک صدای پس‌زمینه است که هیچوقت قطع نمی‌شود، از لحظه‌ای که صبح از خواب بیدار می‌شوید تا وقتی که شب به خواب می‌روید ادامه دارد. گاهی‌اوقات حتی جلوی خوابیدن شما را هم می‌گیرد. یک نوع صدای درونی است که به طور مداوم هر چیزی را در زندگی‌تان، محیط اطرافتان و آدمهایی که با آنها ملاقات می‌کنید، تحلیل می‌کند. صدایی در سر است که مدام حرف می‌زند و حرف می‌زند.

ذهن هم مدام همان افکار را تکرار می‌کند، مثل ضبط‌ صوتی که هیچوقت قطع نمی‌شود. اگر این افکار، افکاری مثبت باشند اشکالی ندارد. ولی بیشتر وقت‌ها این افکار منفی هستند که باعث تشدید استرس، نگرانی، عصبانیت و خستگی در شما می‌شوند. آنها افکاری هستند که واقعاً هیچ نیازی به آنها ندارید.

فکر کردن فعالیتی مثبت و مفید است که برای حل مشکلات، تحلیل کردن، مقایسه کردن، درس خواندن، برنامه ریختن به آن نیاز دارید. ولی خیلی وقت‌ها ذهن به جاهایی می‌رود که خودش دوست دارد و توجه شما را درگیر مسائل جزئی و پیش‌پاافتاده می‌کند. فکر کردن بیخودی فقط زمان و انرژی شما را می‌گیرد.

صدای ذهن چیست و چطور می‌توانید آن را تشخیص دهید:

– افکاری که مثل نوار با آهنگی یکنواخت تکرار می‌شوند.

– فکر کردن دوباره به اتفاقات و موقعیت‌های قدیمی و تجسم دوباره‌ی ترس‌ها.

– زندگی کردن در گذشته یا آینده. این باعث می‌شود نتوانیم از زمان حال لذت ببریم. گذشته، گذشته است و‌ آینده محصول فکر و عمل امروزمان است. تنها زمانی که وجود دارد، اکنون است.

– مونولوگ درونی وسواسی که آرامشمان را بر هم زده و ذهنمان را مشغول نگه می‌دارد.


-هیچوقت در زمان حال نیستید. همیشه به چیزی دیگر فکر می‌کنید به جای اینکه روی کاری که آن لحظه انجام می‌دهید تمرکز کنید. اگر همیشه به چیزی دیگر فکر کنیم، هیچوقت از زمان حال لذت نخواهیم برد.

– تحلیل مداوم موقعیت‌ها، واکنش‌ها و رفتارهای خودمان و دیگران. تحلیل گذشته، آینده، چیزهایی که نیاز دریم یا می‌خواهیم، روزمان، دیروزمان و گذشته دورمان.

– تقریباً تمام فکر کردن‌ها و رویاپردازی‌های غیرارادی نوعی صدای ذهن هستند. این نوعی صدای پس‌زمینه است که در همه کارهایمان اخلال ایجاد می‌کند.


حتما بخوانید: معیارهای انتخاب همسر مناسب از دیدگاه اسلام​

تعریف عزت نفس در دین اسلام​

بیشتر وقت‌ها این صدا خسته‌کننده است و باعث می‌شود بازده کاری‌مان پایین آمده و تنبل شویم. این مکالمه مداوم درونی چون حواس ما را از اتفاق‌هایی که در زمان حال می‌افتد پرت می‌کند، باعث می‌شود موقعیت‌هایمان را هم از دست بدهیم.

ذهن ابزاری بسیار مفید است ولی باید تحت کنترل باشد. به نظرتان عالی نیست اگر می‌توانستیم طوری باشیم که هروقت خودمان خواستیم فکر کنیم، مثلاً وقتی می‌خواهیم مشکلی را حل کنیم یا برنامه‌ریزی کنیم و بعد می‌توانستیم ذهنمان را خاموش کنیم؟

خاموش کردن ذهن نوعی آرامش درونی می‌آورد. این همان چیزی است که همه سنت‌ها و آموزه‌های معنوی از دیرباز به دنبال آن بوده‌اند و برای کسانیکه به دنبال معنویات هستند و می‌خواهند زندگی‌شان را ارتقا دهند بسیار مفید است.


یک لحظه دست از خواندن بکشید و ببینید می‌توانید ذهنتان را خاموش کنید؟ دست از فکر کردن بکشید ، ببینید چه اتفاقی می‌افتد.

متوجه می‌شوید که دارید به متوقف کردن فکر کردنتان فکر می‌کنید و این یعنی هنوز دارید فکر می‌کنید. بعد از چند لحظه احتمالاً یادتان می‌رود که هدفتان کنترل افکارتان بوده و ذهنتان به فعالیت قطع‌نشدنی خود ادامه می‌دهد. این نشان می‌دهد که ذهن تا چه اندازه بی‌قرار است و هیچ قانونی نمی‌پذیرد.

گاهی‌اوقات در موارد نادر به لحظه‌ای آرامش درونی دست پیدا می‌کنید، بدون هیچ صدایی در ذهنتان. این به صورت غیرارادی اتفاق می‌افتد، وقتی توجهتان به یک فعالیت بسیار جذاب یا تماشای یک منظره بسیارزیبا معطوف می‌شود.

خاموش کردن ارادی ذهن، یعنی هر زمان که بخواهید، با کتاب خواندن به دست نمی‌آید. این توانایی به تدریج و با گذراندن تمرینات تمرکز و مدیتیشن ایجاد می‌شود.

ولی خیلی‌ها ممکن است بگویند که مدیتیشن انجام می‌دهند ولی نمی‌توانند ذهنشان را آرام کند. اگر قدرت تمرکز ضعیف باشد، ذهن خیلی ساده از فکری به فکر دیگر غوطه می‌خورد، پس چطور می‌توان مدیتیشن کرد؟ می‌نشینید که مدیتیشن کنید ولی اینکه اجازه بدهید ذهنتان هر جا که می‌خواهد برود و هر چیزی که می‌خواهد را تجسم کند مدیتیشن نیست.

به همین دلیل است که اول باید درجاتی از توانایی تمرکز را به دست آورید تا بتوانید مدیتیشن کردن را شروع کنید.

وقتی قدرت تمرکزتان قوی‌تر شد، می‌توانید بدون کلمات، تصاویر و افکار ذهنی مدیتیشن کنید. آنوقت آرامش درونی‌تان ابتدا در زمان مدیتیشن و بعد در کل زندگی موقع کار کردن، خواندن، حرف زدن و هر کار دیگری به تدریج بیشتر و عمیق‌تر می‌شود.

آنوقت صداهای ذهنی کمتر و کمتر شده و به تدریج قطع می‌شوند.

البته این وضعیت باعث نمی‌شود که نتوانید فکر کنید، برعکس، وقتی لازم باشد که فکر کنید، بسیار واضح و روشن فکر خواهید کرد. ذهنتان هوشیارتر، متمرکزتر و قوی‌تر خواهد شد. آنوقت می‌توانید هروقت خواستید ذهنتان را روشن یا خاموش کنید.

بیشتر افراد وقتی می‌خواهند به یک چیز خاص فکر کنند، حتی بعد از رسیدن به یک نتیجه یا پیدا کردن راه‌حل هم نمی‌توانند آن فکر را متوقف کنند. ذهنشان به فکر کردن درمورد آن موضوع خاص همچنان ادامه می‌دهد. مثل یک نوار خراب می‌ماند که یک آهنگ را مدام تکرار می‌کند. به همین دلیل خیلی مهم است که یاد بگیرید چطور فکرتان را متوقف کنید.

خاموش کردن صدای ذهن به معنی آرامش درونی است. این باعث می‌شود انرژی ذهنی زیادی را ذخیره کنید و دیگر زمانتان را برای فکر کردن به مسائل جزئی و پیش‌پاافتاده تلف نکنید.

 

برگقته از:دکترسلام

گروه تحقیقاتی کرامت

 

امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

برچسب : ,
تعداد بازديد : 1

تاريخ : يکشنبه 28 مرداد 1397 زمان : : | نويسنده : | لينك ثابت |

https://keramatzade.com/successful-marriage

ی داشتن یک ازدواج موفق این مقاله را مطالعه کنید

این روزها انتخاب همسر یکی از دغدغه های بزرگ و اساسی و از طرفی مهمترین تصمیم دختران و پسران جوان شده است، و هنگامی که انتخاب همسر به درستی انجام می شود برای صد سال آینده زندگی زناشویی با آسودگی خیال بیشتری آماده می شویم؛ همچنین برای نسل ها و آیندگان بعد از خود نیز مشکلات کمتری به ارث می گذاریم.

سال‌های سال مباحث بسیار کلیشه‌ای برای موفقیت در ازدواج در گوش جوانان خوانده می‌شود. به عنوان مثال

خانواده‌ی فرد مورد نظر را به خوبی بشناسید.
باطن فرد را بر ظاهرش ترجیح دهید.
فردی را انتخاب کنید که از نظر سن و سال و تحصیلات متناسب با شما باشد.
و … .
اگرچه این‌ها مواردی هستند که حتما باید به هنگام ازدواج آن‌ها را در نظر گرفت، اما اغلب در ابتدای آشنایی همه‌ی موارد در حالت ایده‌آل قرار دارند و مشکلات بعدها و اغلب به دلیل مهارت‌های ضعیف افراد در برقراری ارتباطات شکل می‌گیرند. با گذشت زمان، ما بیشتر از این‌که نگران روابط‌مان باشیم، نگران ماشینِ در گاراژمان هستیم و یا نگران بیمه‌ی بازنشستگی‌مان.

بنابراین همان‌طور که می‌بینید قسمت کوچکی از یک ازدواج موفق به انتخاب صحیح شریک زندگی برمی‌گردد، قسمت اعظم آن به بلوغ فکری افراد وروابط خوب بعد از ازدواج وابسته است


حتما بخوانید: مهارت گفتگو در خواستگاری​


ملاک های ازدواج برای هر فردی متفاوت است

دختر و پسری که قصد ازدواج دارند در وهله اول باید بدانند که قرار نیست فقط یک «آدم خوب» پیدا کنند. چرا فقط خوب بودن کافی نیست؟ بگذارید موضوع را با مثالی روشن کنیم؛ مثلا در مشاوره پیش از ازدواج وقتی از دخترخانم سوال می شود که اگر پسری به خواستگاری شما بیاید که پاک باشد، خانواده دار باشد، با اخلاق باشد، متعهد باشد یا هر ویژگی را که مد نظر شما هست داشته باشد ولی این آقا یک ویژگی دیگر هم دارد؛ اینکه او فوق العاده خسیس است، آیا باز هم با او ازدواج می کنید؟ پاسخ اغلب دخترخانم ها منفی است یا مثلا به آقاپسری بگویند دختر خانمی هست پاکدامن، محترم، دارای خانواده خوب و همه ملاک های شما برای ازدواج را دارد ولی بدبین است و اگر چند دقیقه دیر به منزل برسید باید به او جواب پس بدهید، آیا شما می توانید با این فرد زیر یک سقف زندگی کنید؟

مسلما اکثر افراد نمی پذیرند. مگر اینکه عاشق باشند و چشم هایشان را روی خیلی از مسائل ببندند؛ مثلا یکی از مواردی که زوج ها حتما باید راجع به آن صحبت کنند دیدگاه هایشان در خصوص زندگی جنسی است. این روزها تامین خواسته های جنسی بیش از گذشته برای افراد اهمیت پیدا کرده است و برای برخی حتی از جمله ملاک های مهم ازدواج محسوب می شود. پس تنها پیدا کردن یک آدم خوب کافی نیست؛ اگرچه ملاک های ازدواجبرای هر فردی متفاوت است
ازدواج یعنی پذیرش همیشگی فردی که کاملا از شما متفاوت است. روحیات متفاوتی دارد، علایقش فرق می کند و شرایط رشد و پرورش متفاوتی دارد. بنابراین اگر فردیت تان خیلی پررنگ است یا عادت ندارید، سازهای مخالف را بشنوید، هنوز آماده ازدواج نیستید.


افسانه ها و ضرب المثل های عامیانه را کنار بگذارید، اینکه «من و تو باید ما شویم» یا «من و تو یک روح هستیم در دو بدن» به درد ارتباط عاطفی طولانی مدت نمی خورند، در واقع این عقاید نه تنها مفید نیستند، بلکه می توانند به رابطه آسیب هم برسانند. وقتی طرفین رابطه «فردیت» خود را به نفع «رابطه» کنار بگذارند، نه تنها بهبودی در رابطه ایجاد نمی شود، بلکه پس از مدتی نارضایتی از رابطه شروع می شود و اختلاف ها به شکل شدیدتری دیده می شوند.


در رابطه عاطفی سالم، طرفین فردیت دیگری را به رسمیت می شناسند، علایق و نیازهای او را می پذیرند و آن ها را نادیده نمی گیرند. اشکال کار از جایی آغاز می شود که شما توانایی کنار آمدن با تفاوت های طرف مقابل تان را ندارید و بنابراین سعی می کنید که او را شکل خودتان کنید، تغییر دهید و کنترل یا محدودش کنید. ارتباط عاطفی طولانی مدت، نیازمند «سازگاری» و «پذیرش» ویژگی های متفاوت دیگری است. شما قرار است مدتی طولانی با فردی که کاملاً متفاوت با شماست، زندگی کنید، پس به جای جنگ برای تغییر دیگری، پذیرش تان را بالا ببرید.

 

5 معیار ازدواج

حتما بخوانید: راه کارهای بهبود روابط زناشویی​

8 راه برای جلب توجه با قانون جذب
 

5 معیار ازدواج موفق از دید دکتر هلاکویی

 

1) برابری

در سن ( اختلاف سن حداکثر 5 تا 7 سال )
در زیبایی
عیب ها را 10 تا 20 درصد بیشتر در نظر بگیرید.
خوش بخت کسی است که مردم او را بدتر از آن چه هست بدانند. بدبخت کسی است که مردم اورا بهتر از آن که هست بدانند
"دنبال ازدواج نا برابر نروید که دورانش به سر آمده است.
از نظر جامعه شناسی ازدواج و 
خانواده یک نهاد « Institution» است.واقعیت مساله این است که در حالی که نهاد به حساب می آید، روابط داخلی در آن بر اساس « Organization» و سازمان بوده.مفهوم آن این است که مساله برتری یا مساله رهبری، فرماندهی و فرمانبرداری بوده.مساله بالا و پایین بوده. به همین جهت است، که ما در طول تاریخ در حالی که به یک اعتبار نهاد خانواده داشتیم، از نظر من سازمان خانواده داشتیم و در آن کاملا سیستم سلسله مراتب وجود داشته.  کاملا طبقه بندی شده بوده بر اساس سن و جنس و بقیه جنبه ها و به همین دلیل است که ما در دنیای امروز دنبال ازدواجبرابر هستیم.

معنی ازدواج برابر این هست که نسبتا همه چیزتون باید با هم برابر باشد.

حتما بخوانید: 11 اسرار کلیدی برای داشتن یک  زندگی مشترک موفق​

اسرار قدرت ذهن ناخودآگاه​


از سنتان گرفته که بین بیست تا چهل سالگی بیشتر از پنج یا هفت سال فاصله را اصلا توصیه نمی کنم تا حتی زیباییتون.بیخودی نروید دنبال یک زن بسیار زیبا، وقتی که خودتون زشتید اشکال کارتون در این است که بعد از سه چهار ماه می گویند که هرچه سیب سرخ است مال دست چلاغ است. 
به همسرتون توجه می شود و او گرفتاری هایی پیدا می کند شما حرص می خورید و بدبختی پیدا می کنید.در هیچ زمینه ای دنبال آدم متفاوت در این مورد نروید. 
ازدواج، ازدواج برابر است امروز دوتا بال برابر یک پرنده است یا دوتا پرنده هستند که بتوانند بال در بال هم در آسمان ها پرواز کنند.دنبال ازدواج نابرابر نروید که از پا در می آیید. یعنی اینجا اصلا جایش نیست.  تمام شده دورانش.سیستم بر اساس نابرابری کار نمی کند.
مانند دو چرخ اتوموبیلی که اگر برابر نباشد، گرفتاریست و یادتان باشد که بیخودی فکر نکنید مانند گذشتگان که در ازدواج آدم باید کم بدهد و زیاد بخرد. در گذشته ها سن را کم می کردند و اوضاع رو عوض می کردند تا بتوانند کسی را به دست بیاورند.



فرض این بود که بعد از اینکه ازدواج کردند دیگر تمام شده، قسمت بوده و همین.اما، متاسفانه در دنیای امروز پشت ازدواج نوشته شده بعد از فروش پس گرفته می شود؛ حتی اگر کاملا مصرف شده باشد.حتی، من پیشنهادم این است که عیب و اشکالاتتان را ده بیست درصد هم بیشتر نشان دهید که دیگر راحت باشید، همین است.یادتان باشد آدم خوشبخت کسی است که مردم او را بدتر از چیزی می دانند که هست.آدم بدبخت و گرفتار کسی است که مردم او را بهتر از چیزی می دانند که هست.
بنابراین، اینقدر کوشش نکنید که بگید من از این بهترم. بعدا می خواهید چه خاکی تو سرتون (ببخشید) بکنید.


حتما بخوانید: عوامل پرحرفی در کودکان


2) شباهت ها و تناسب ها

به دنبال شباهت ها و تناسب ها یا همگن بودن ها بروید.در اصول کلی و اساسی باید شبیه و مانند باشید. در گذشته ازدواج را اقتران میگفتند.یعنی قرین و قرینه. نزدیک شبیه و مانند.یک دفعه کار عجیب و غریب نکنید. یک مرتبه نروید یک کسی را درست عکس خودتون انتخاب کنید و فکر کنید که حالا ترکیب ما درست شد.ترکیبتون درست شده ولی یک حرف دیگری راجع به این ترکیب می زنند.و به همین جهت است که مواظب تناسب ها باشید. از زمینه های مختلف و جنبه های مختلف.   


3) برای همدیگر جذاب باشند ( زیبایی عادی میشود ولی زشتی هرگز عادی نمیشود)

در ارتباط با زیبایی و ظاهر، مطمئن باشید کسی را که می خواهید با او ازدواج کنید "physically you are attractive"  اصلا هم گوش به حرف بزرگسالان ندهید که قیافه عادی می شود.
راست میگویند قیافه زیبا بعد از یک مدتی عادی می شود تا حدی.اما قیافه زشت هیچ وقت عادی نمی شودبنابراین، فریب یک چنین بازی ای را نخورید.
زشتی از نظر شماست اگر یک کسی را از نظر فیزیکی بهش جذب نیستید، کشش ندارید زور بیخودی نزنید 
امتياز :

نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

برچسب : ,
تعداد بازديد : 5

تاريخ : يکشنبه 28 مرداد 1397 زمان : : | نويسنده : | لينك ثابت |

https://keramatzade.com/Life

معناگرایی زندگی تا چه میزان در ایجاد احساس نشاط و شادابی در زندگی تاثیرگذار است.

با این قوانین، زندگی فوق العاده ای بسازید واز آن لذت ببرید


زندگی برای هر کس معنای خاصی دارد. این مسئله به نحوه نگرش و افکار هر انسان، ارتباط مستقیم دارد. یعنی هر انسانی زندگی را به گونه ای می بیند که در مورد آن فکر می کند. هرچند نکته ای در این میان وجود دارد و آن این است که خلقت انسان به گونه ای است که کمال طلبی و هدفدار زندگیکردن، در ذات اوست. اما این خصلت ذاتی هم ممکن است به دلایل متعددی در نهاد برخی از افراد نهفته بماند و به فراموشی سپرده شود.

به طور کلی این مطلب برای اغلب افراد صادق است که بیهودگی و بی هدفی در زندگی، آنها را راضی نمی کند و مسلما اگر زندگی معنایی برای انسان نداشته باشد، زنده بودن یک انسان ارزشی نخواهد داشت. هرچند که همه امکانات زندگی کردن فراهم باشد.

دلیل ایجاد حس نارضایتی در زندگی به خاطر نداشتن یا کمبود رفاه نیست. چه بسیار افرادی که در زندگی ساده و حتی سختی قرار دارند، اما از زندگیراضی هستند و از لذتهای زندگی شان بهره می برند. آنچه مشخص است اینکه ناکامی در دریافت معنای واقعی زندگی است که موجب احساس ناامیدی و یاس در زندگی می شود.

می توان اینطور بیان کرد که زندگی دارای دو بعد است. یک بعد به معنای مادی و بعد دیگر معنوی است. آنچه مهم است اینکه هر انسانی کامیابی خود را بیشتر در کدام بعد ببیند. مسلما چیزهای مادی جزئی از زندگی هستند که فناپذیر و نابود شدنی هستند ولی مسائل معنوی، پایدار و فناناپذیرند. همان طور که روح انسان هم فناناپذیر است و با مرگ از بین نمی رود.

چه بسیار افرادی که به لحاظ مادی و رفاهی از بهترین امکانات برخوردار بوده و در نهایت دچار بحران هویت شده اند و گرفتار سرگشتگی و ناامیدی. همچون پسری 22 ساله که در بخشی از خاطرات خود اینطور بیان می کند:


" هرچند تمام کارهایی که جامعه برای خوشبخت شدن دیکته می کند، انجام داده بودم، اما هیچ دلیلی برای ادامه زندگی نمی یافتم. نمی دانستم چرا زنده ام و چرا زنده بودنم می تواند مهم باشد. زندگی هیچ معنایی برایم نداشت. این بحران شک و پریشانی کم کم به تمامی جنبه های زندگی ام کشیده شد."

با خود فکر می کردم، آیا به راستی زندگی کاملا نسبی است؟آیا همه اش همین است؟ پنجاه-یا هشتاد سالی از این خوشی ها و ناخوشی های زودگذر استفاده کردن، کار کردن، خوابیدن، خوردن، لذت بردن از خوشی های زمینی و همین. و بعد انگار نه انگار که روزی زنده بوده ای؟! اگر چنین است پس اصلا چرا باید زندگی کرد؟چرا باید برای زندگی بی هدف تلاش کرد؟چرا باید خوب بود؟چرا باید به فکر سلامتی بود؟


حتما بخوانید: خودباوری و راه های تقویت آن​

مقابله با احساس گناه


 معنی زندگیحس نارضایتی در زندگی

هر چه بیشتر می گذشت همه چیز بیشتر غیرقابل تحمل می شد و مرا به این نتیجه می رساند که زندگی به راستی ارزش زیستن ندارد1

این عبارات نشان دهنده این هستند که بعد روحانی و معناگرایی زندگی تا چه میزان در ایجاد احساس نشاط و شادابی در زندگی تاثیرگذار است.

نویسنده ای به نام آلپورت می گوید: "امروزه در اروپا، روان شناسان و روان پزشکان، آشکارا از فروید(که ناکامی جنسی را علت ناراحتی های روانی می داند) روی برگردانده اند و به "هستی درمانی" روی آورده اند که مکتب "معنا درمانی" یکی از آنهاست.  

 

زندگی

حتما بخوانید:  خودخواهی چیست؟

اعتماد به نفس کاذب​

بحران معنا در زندگی امروز به یکی از اصلی ترین دغدغه های بشر تبدیل شده است. همین امر به اضافه احساس کمبود معنویات در زندگی موجب شده تا به سمت ایجاد مامنی در این زمینه ها باشند. به این ترتیب بسیاری از علوم بشری ساخته شده تا نیازهای روحی و معنوی را پاسخ دهد در حالیکه این راهکارها هم اثر موقتی دارند. چرا که منشا الهی ندارند.

بحران بی معنایی در زندگی بسیاری از افراد وجود دارد و آنها را آزار می دهد. اینکه نمی دانند برای چه پا به این دنیا گذاشته اند و چه باید بکنند. برخی دیگر هم با بحرانی به نام ناتمام ماندن معنا مواجه می شوند. یعنی برخی از افراد برای زندگی معنایی را در نظر داشته اند ولی زمانی که به آن می رسند، آن را بی ارزش تر از آن می دانند که به خاطرش زندگی کنند. این بدان معناست که مسائل موجود در ذهن این افراد نمی تواند توجیه کننده زندگانی آنها باشد. به این ترتیب نمی توانند فلسفه مرگ و حیات را برای خود تعریف کنند و همین امر موجب افسردگی شان می شود.


آنچه مهم است دریافت این مطلب است که باور داشته باشیم که معنای زندگی باید باارزش تر از خود زندگی باشد و آنچه قرار است فلسفه زندگی را توجیه کند باید فراتر و والاتر باشد. می توان گفت که معنای یک زندگی به یک معامله شباهت دارد که منفعت و سود، آنرا توجیه پذیر می سازد.

مسلما توجیهی وجود ندارد که کسی بخواهد در معامله ای زیانبار شرکت کند.
هر کاری که می خواهد انجام شود باید فایده ای داشته باشد که در غیر این صورت، انجام آن بی معناست.

در مورد معنای زندگی هم همین بحث مطرح است. آنچه انسان به خاطر ان به دنیا می آید و از دنیا می رود، باید ارزشمندتر از زندگی باشد که در غیر این صورت انسان دچار خسران و ضرر شده است. آنچه مهم است حیات جاودان انسان است که به سرای آخرت مربوط می شود. هرچه در این دنیاست به خاطر انسان است و ابزاری برای اینکه به حیات واقعی خود برسد.

حتما بخوانید:  چشم زخم در قرآن و روش های مقابله با آن

قوانین موفقیت از دیدگاه قرآن​

امروز واقعا به چه چیزی در زندگی احتیاج دارید؟


هر کاری که انجام می دهید می تواند شما را خوشحال یا ناراحت کند. شما می توانید از زندگی خود راضی باشید و یا احساس ناخوشایند نارضایتی و نا‌کاملی از زندگی خود داشته باشید. شما می توانید از آنچه دارید احساس رضایت کنید و در راستای بهتر کردنش تلاش موفقیت‌آمیز کنید و یا ازش نا امید باشید.
اگر شما بخواهید که حتما به همه کارهایی که انجام می‌دهید برسید، احتمالا همیشه ناراحت خواهید بود و احساس ناامیدی و یاس و نارضایتی از آنچه امروزتان آنگونه است خواهید داشت.
اما نباید نا امید باشید. زیرا انتخاب با شما است.

چه چیزی شما را برای انجام زندگی ایده‌آل‌تان آماده خواهد کرد؟
ما انسان هستیم. ما خودمان را برای بهترینمان بودن آماده می‌کنیم. برای مثال به خودمان چیز هایی مانند این می گوییم:

وقتی 1 میلیون دلار در بانک داشته باشم، کارم را رها می کنم و کسب و کار خودم را شروع می کنم.
وقتی بازنشسته شوم به مسافرت و ماجراجویی خواهم رفت.


مشکل این اظهارات این است که آن ها شما را از اول برای شکست خوردن آماده می کنند. زمانی که شرایط باید ایجاد شوند تا شما موفق شوید، شما هرگز موفق نخواهید شد.
خب چه چیزی لازم است تا زندگی تون رو به این سبک تا 100 سالگی ادامه بدید. آیا داشتن یک خانه بزرگ و تمیز کمک می‌کنه؟
حقوق سالیانه تضمین شده چطور؟ اگر حقوق لازم باشه باید چقدر باشه؟ سالی 25 میلیون تومان؟ 50 میلیون تومان؟
نگاه به آینده به صورت اظهارات حقیقی و قطعی، می تواند هر انسانی را واقع گرایانه کند و شما را با جزییات چیزهایی که برای 
رسیدن به اهدافتاناحتیاج دارید آشنا خواهد کرد. این کمک می کند آن ها قابل انجام و همین طور دست یافتنی به نظر برسند.


چطور از حال لذت ببرید؟

اگر هر کاری که امروز انجام می دهید شما را بی‌رمق و ناراضی می‌کند، چه کار باید بکنید که امروز احساس خرسندی کنید؟ چگونه باید زندگی کنید تا امتياز :

نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

برچسب : ,
تعداد بازديد : 1

تاريخ : يکشنبه 28 مرداد 1397 زمان : : | نويسنده : | لينك ثابت |

https://keramatzade.com/Anthony-Robbins

ی چند کتاب پرداخت،

سرگذشت آنتونی رابینز و رسیدن به اصول موفقیت توسط آن

آنتونی رابینز (Anthony robbins) در سال 1961 در خانواده ای نسبتا” فقیر به دنیا آمد. پس از گرفتن دیپلم متوسطه به کارهای گوناگون روی آورد، اما توفیق چندانی نیافت. در سن 22 سالگی در آپارتمان 40 متری محقری، زندگی مجرد فقیرانه ای داشت و به گفته ی خودش، ناچار بود ظرف های غذای خود را در وان حمام بشوید. گذشته از گرفتاری های مالی، بر اثر پرخوری و بد خوراکی، بیش از یک صد و بیست کیلوگرم وزن داشت و به علت چاقی، دچار تنبلی، بی حالی و خواب آلودگی شده بود. اما در عین فقر و فلاکت، رؤیاها و آرزوهای جاه طلبانه ای داشت.

در عالم خیال، خود را در قصر زیبایی در ساحل دریا و نزدیک جنگل سرسبزی مجسم می ساخت و برای خود همسری شایسته، اتومبیل گران قیمت و امکاناتی رؤیایی در نظر می گرفت. آنتونی رابینز سرانجام مصمم شد که با چاقی خود مبارزه کند و برای رسیدن به این هدف به مطالعه ی چند کتاب پرداخت، اما مطالب آن ها را ضد و نقیص یافت و آن ها را دور انداخت. پس از آن، برای کاهش وزن خود، راهی دیگر جست. به فکر افتاد فردی را که از هر جهت سالم و دارای تناسب اندام باشد، پیدا کند و افکار، اعتقادات و نحوه ی تغذیه ی او را سرمشق خود قرار دهد. این شیوه، مؤثر واقع شد و توانست در کم تر از دو ماه، بدون استفاده از رژیم غذایی و عمدتا” با شیوه های روان شناسی و کنترل فکر و ذهن، حدود پانزده کیلوگرم از وزن خود را کم کند و با توجه به قامت بلند خود که در حدود دو متر بود، تناسب اندام خود را به دست آورد.
موفقیتی که در زمینه ی کنترل وزن نصیب آنتونی رابینز شد، وی را به اندیشه واداشت که شاید این شیوه را بتوان در هر زمان، هر جا و هر زمینه در مورد هرکسی به کار گرفت. ابتدا معتقد شد که برای به دست آوردن و حفظ تناسب اندام، در وهله ی اول باید افکار، تصورات و رفتارهای فردی را که از نظر وزن متناسب است دریابیم. ببینیم آن فرد چه می خورد، چه اندازه ای می خورد و چگونه می خورد. سپس او را سرمشق قرار دهیم و به همان نتیجه برسیم.


حتما بخوانید: تکنیک های تغییر باور ذهنی​

شما نیز مانند سایر افراد موفق، می توانید به سوی کام یابی گام بردارید. می توانید به همه ی خواسته ها و آرزوهای خود در زندگی برسید. می توانید پدر یا مادری بهتر، دوستی صمیمی تر، همسری شایسته، بازرگانی موفق تر، مدیری کاردان تر یا قهرمانی نیرومندتر باشید.

پس از آن آنتونی رابینز معتقد شد که ساختمان مغز و اعصاب افراد (بشر)، کم و بیش به هم شبیه است، پس اگر کسی در نقطه ای از دنیا توانسته است کاری بزرگ را به انجام برساند، من هم که دارای مغز و اعصاب مشابه او هستم می توانم عینا” همان کار را انجام دهم و به همان نتیجه برسم، به شرط آن که از همان راهی که او رفته است بروم و طرز تفکر و رفتارم شبیه او باشد.

او این طرز تلقی را مورد عمل قرار داد و به دیگران نیز توصیه نمود و نتایج را بررسی کرد و به درستی این عقیده ایمان یافت.

زندگینامه آنتونی رابینز

حتما بخوانید: 7 راه برای رسیدن به اهداف​


آنتونی رابینز در این هنگام به مطالعه ی عمیق کتب روان شناسی و شرکت در کلاس های استادان این علم پرداخت و با فنون تازه ای از قبیل «برنامه ریزی عصبی کلامی» و «روش های انجام بهینه ی کارها» آشنا گردید و چون این شیوه ها را در مورد خود و دیگران به کار گرفت و به نتایج چشم گیری نایل شد، تدریجا” توجه افراد بسیاری به سوی او جلب گردید.
آنتونی رابینز در سال 1984 شیوه های تازه ی روان شناسی را برای تعدادی از قهرمانان ورزشی مورد آزمایش قرار داد و آثار آن در بازی های المپیک 1984 نمایان گردید. پس از آن ارتش آمریکا وی را برای تدریس روش های جدید یادگیری به نظامیان دعوت کرد. ضمن اجرای این طرح متوجه نقایص آموزشی ارتش در زمینه ی تیراندازی گردید و مدعی شد که می تواند زمان برنامه های آموزشی مزبور را به نصف تقلیل دهد. ارتش با وی قرار داد بست تا چنان چه بتواند ادعاهای خود را عملا” به اثبات برساند، دستمزد قابل توجهی به او بدهد. 

 


آنتونی رابینز نه تنها توانست مدت این دوره را به کم تر از نصف برساند، بلکه درصد قبولی شرکت کنندگان را که تا آن زمان به طور متوسط 70% بود به 100% افزایش داد. قابل توجه این که خود وی تیراندازی نمی دانست و از اسلحه و جنگ تنفر داشت و آن چه مایع توفیق او شد، اطلاعات عمیقروانشناسی، لحن نافذ و احاطه به اصول آموزش و نحوه ی یادگیری بود.

این موفقیت ها، پاداش های مادی و معنوی فراوانی به همراه داشت. پله های بعدی موفقیت را به سرعت طی کرد و به زودی به همه ی آرزوها و خواسته های خود رسید. در کم تر از دو سال با همسر دل خواه خود ازدواج کرد. قصر زیبایی در سواحل سرسبز «سن دیه گو» خرید که از طرفی مشرف به دریا بود.آنتونی رابینز اتومبیل و وسایل زندگی خود را مطابق با آن چه در رویاهای جوانی خود می دید، تهیه کرد. به کمک دوستانش شرکتی را تأسیس کرد که نامش را «بنیاد رابینز»، گذاشتند که به منظور کمک به افراد برای رسیدن به موفقیت های فردی و حرفه ای تأسیس شده است و سالانه ده ها هزار نفر را آموزش می دهد.

آنتونی رابینز برای بهبود عمل کرد کارکنان، با سازمان هایی از قبیل IBM، American express ،Mac Daglas ،AT&T و ارتش ایالات متحده و هم چنین تیم های ورزشی لس آنجلس و قهرمانان مدال طلای المپیک هم کاری کرد. وی هم چنین مورد مشاوره ی بسیاری از چهره های معروف جهانی بوده و درمورد بازسازی شهر شفیلد که چهارمین شهر بزرگ انگلستان است نیز طرف مشورت بوده است.

تونی، سمینارها و سخنرانی های متعددی را در شهرهای مختلف اجرا کرد و برنامه های آموزشی فراوان را برای خردسالان، بزرگ سالان، معلولین و عقب افتادگان ذهنی ترتیب داد و در سال 1991 بنیادی غیر انتفاعی را به وجود آورد که هدفش کمک به کودکان عقب مانده، افراد بی خانمان، سالمندان و زندانیان است.

آنتونی رابینز

حتما بخوانید: 7 ایده درآمدزایی کارآفرینی اینترنتی​


با شیوه های روان درمانی خاص خود، بسیاری از افراد را از چنگال یأس ها، افسردگی ها و ترس های بی دلیل (نظیر ترس از تاریکی، جمعیت، ارتفاع، مرگ و نظایر آن) نجات داد و به شهرها و کشورهای متعدد مسافرت کرد و مورد مشورت افرادی از طبقات مختلف نظیر رؤسای جمهوری، مدیران، صاحبان صنایع و بازرگانان واقع شد و در سمینارهای او گروه های بی شماری شرکت کردند. آنتونی رابینز از طریق مطبوعات و برنامه های هفتگی تلویزیونی به اشاعه ی افکار و عقاید خود پرداخت. در ضمن برنامه ی «عبور از روی آتش» او که بخش کوچکی از محتوای سمینارهای او را تشکیل می داد و به منظور ایجاد اعتماد به نفس در شرکت کنندگان طرح شده بود توجه مطبوعات و رسانه های گروهی را جلب کرد.

اجرای سمینارها و برنامه های تلویزیونی نام برده شده تا این زمان هم چنان ادامه دارد و همه ی هفته، بینندگان مشتاق، برنامه های او را از تلویزیون مشاهده می کنند.

علاقه ی خاص آنتونی رابینز به این است تا با کمک به افراد، جهان را جای بهتری برای زیستن بسازد و به افراد جامعه کمک کند تا سرنوشت خود را به دست گیرند. روابط خود را با افراد جامعه بهتر سازند، به دنبال هدف های ارزشمند زندگی خود بروند، بر ناکامی های عاطفی یا مالی غلبه کنند و به سهم خود به جامعه و کشور خدمت نمایند.

آنتونی رابینز در سال 1986 در حالی که بیش از 25 سال نداشت، حاصل اندیشه ها و تجربه های عملی خود را در کتابش به نام «به سوی کام یابی» به رشته ی تحریر کشید و در آن رازهای موفقیت خود و بسیاری از افراد موفق را آشکار ساخت. این کتاب در 1987 عنوان پر فروش ترین کتاب را به خود اختصاص داد.
آنتونی رابینز معتقد است که ساختمان مغز و اعصاب افراد بشر، کم و بیش به هم شبیه است، پس اگر کسی در نقطه ای از دنیا توانسته است کاری بزرگ را به انجام برساند، من هم که دارای مغز و اعصاب مشابه او هستم می توانم عینا” همان کار را انجام دهم و به همان نتیجه برسم، به شرط آن که از همان راهی که او رفته است بروم و طرز تفکر و رفتارم شبیه او باشد.

در سال 1991 کتاب دیگری به نام به سوی کام یابی2 (نیروی عظیم درون را فعال کنید) به رشته ی تحریر در آورد. این کتاب نیز مانند کتاب قبلی به عنوان پر فروش ترین کتاب سال انتخاب شد. سال 1371 این دو کتاب توسط آقای مهدی مجردزاده کرمانی ترجمه و در دسترس ایرانیانی قرار گرفت که به دنبال تغییرات عظیم در زندگی خود و دیگران بودند.

خود او در پشت جلد کتاب به سوی کام یابی چنین می نویسد: “شما نیز مانند سایر افراد موفق، می توانید به سوی کام یابی گام بردارید. می توانید به همه ی خواسته ها و آرزوهای خود در زندگی برسید. می توانید پدر یا مادری بهتر، دوستی صمیمی تر، همسری شایسته، بازرگانی موفق تر، مدیری کاردان تر یا قهرمانی نیرومندتر باشید. می توانید کلامی نافذ داشته باشید و با اشخاص، فورا” صمیمی شوید. می توانید جسمی سالم و اندامی متناسب داشته باشید. می توانید به کمک پنج کلید طلایی، به ثروت و خوشبختی برسید. می توانید ترس، نگرانی، افسردگی و یا هر نوع عادت نامطلوب را از خود دور کنید. می توانید با اراده و مصمم باشید و حتی از روی خرمنی از آتش به سلامت عبور کنید.”

آقای آنتونی رابینز، در حال حاضر 35 سال دارد و با همسر و فرزندانش در «دلماکالیفرنیا» زندگی می کند. رابینز از روش های گوناگونی برای بالا بردن سطح زندگی خود و دیگران استفاده می نماید. اعتقاد او بر این است که فرایند تفکر و ارزیابی چیزی جز پرسش و پاسخ درونی نمی باشد. می دانیم که نحوه ی تفکر و ارزیابی ما (که خود ارزیابی هم به عوامل گوناگون درموقعیت ارزیابی بستگی دارد) احساس ما را شکل می دهد و با توجه به این که یک شخص هر چه هم که عاقل و بالغ باشد بر اساس احساسات خود و نه بر اساس فکر خود عمل می کند، پس نوع احساس ما در هر لحظه، رفتار ما را شکل داده و این رفتارها و عادت هایی که شاید بسیاری از مواقع متوجه میزان بازدارندگی آن ها نیز نمی شویم، نهایتا” سرنوشت ما را شکل می دهند.


حتما بخوانید: 3 گام برای راه اندازی کسب و کار کوچک​


نام آنتونی رابینز همواره با کلمه ی موفقیت توأم بوده. اگر در شغل خود موفق نیستید، اگر در روابط خود مشکلاتی دارید، اگر کسب و کار جدیدی را آغاز نموده اید، اگر در یک سردرگمی در برنامه ریزی برای زندگی روبه رو هستید، کارهای تان روی کاغذ می مانند و به عمل تبدیل نمی شوند، بهتر است همین حالا با آنتونی رابینز آغاز کنید.
 

 

دانلود PDF‌مقاله :سرگذشت آنتونی رابینز و رسیدن به اصول موفقیت توسط آن

دوستانی که این مطلب را مطالعه کرده اند، از محصولات زیر نیز استقبال کرده اند

کتاب صوتی موفقیت نامحدود در20 روز-آنتونی رابینز

کتاب صوتی موفقیت نامحدود در20 روز-آنتونی رابینز

کتاب صوتی موفقیت نامحدود در 20 روز اثر آنتونی رابینز، مدرس – سخنران و مربی موفقیت است که میشه این کتاب رو معروف ترین و بهترین کتاب رابینز در ایران دونست. به جرات می توان گفت که کتاب موفقیت نامحدود در 20 روز بهترین کتابی است که از این نویسنده منتشر شده است


امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0


برچسب : ,
تعداد بازديد : 1

تاريخ : يکشنبه 28 مرداد 1397 زمان : : | نويسنده : | لينك ثابت |

https://keramatzade.com/Recognition-of-womens-

نشوید که مناسب شما نیست. چرا که وابستگی یا دلبستگی باعث می‌شود قطع ارتباط برای هر دوی شما سخت‌تر شود

6 نکته طلایی برای شناخت زنان

بعضی آقایان فکر می کنند که خانم ها شخصیت مرموز دارند و نمی شود آنان را شناخت. اما اینطور نیست شما می توانید با چند راه کار ساده ولی با اهمیت که در اینجا قرار داده ایم همسرانتان را بشناسید تا بتوانید مطابق علایق آنان رفتار کنید و زندگیتان با دوام تر شود.


هر چند همه ی ما بر سر این موضوع توافق داریم که هیچکس کامل نیست، اما چند ویژگی وجود دارد که اگر در یک زن وجود داشته باشد می تواند روی روابط زناشویی او در زندگی مشترک و ازدواج موفق تاثیر معکوس بگذارد.


قطعا برای مردان مهم است که بتوانند شناخت زنان را قبل از آن که رابطه عاطفی  برقرار کنند بشناسند. اما جذابیت‌های ظاهری به راحتی می‌تواند مردان را کور کند به طوری که باعث شود آنها از ویژگی‌های شخصیتی شناخت زنان کاملا چشم بپوشند.

اگرچه سخت به نظر می‌رسد اما شما باید در ابتدای شروع یک رابطه و پیش از آن که رابطه‌تان جدی شود، ارزیابی‌های مهمی را  انجام دهید. این ارزشیابی‌ها به شما کمک می‌کند تا دچار وابستگی و یا دلبستگی با کسی نشوید که مناسب شما نیست. چرا که وابستگی یا دلبستگی باعث می‌شود قطع ارتباط برای هر دوی شما سخت‌تر شود
 

همه انسان ها راز و رمزهایی برای خود دارند که اگر آنها را بشناسیم، بهتر می توانیم با هم در تعامل باشیم. در این بین در شناخت زنان پیچیدگی های خاصی وجود دارد که  رازهای شناخت زنان به رابطه بهتر زن و مرد کمک می کند.  در اینجا به بیان تیتر وار راز مهم که به شما کمک می کند شناخت زنانرا بهتر بفهمید، می پردازیم 

 

شناخت دختران

حتما بخوانید: چگونه روابط دوستانه پایدار داشته باشیم؟​

رازهای  قانون جذب که با آن به موفقیت می رسید​


برای شناخت زنان این موارد را بررسی کنید:


1. برای شناخت زنان ارزش‌های آنها چیست؟

آیا می‌توانید چیزهایی که برای او ارزشمند هستند و او را در زندگی هدایت می‌کنند را بشناسید؟ منظور این نیست که بتوانید کاملا دقیق و جزئی این ارزش‌ها را شناسایی کنید بلکه منظور این است که باید بتوانید ارزش‌های ثابت افراد در زندگی را بیابید. شما باید بفهمید که زندگی طرف مقابلتان بر اساس قاعده و نظم جلو می‌رود و یا این که با فکر و خیال و توهم می‌گذرد!

آیا شریک زندگی شما در زندگی هدف مشخصی دارد یا بی هدف زندگی می‌کند؟ کسانی که در زندگی ارزش‌هایی دارند حتما اهدافی نیز برای خودشان تعریف می‌کنند. چه چیزی باعث می‌شود افراد صبح‌ها بیدار شوند و چه چیزی باعث می‌شود برای زندگی انگیزه داشته باشند؟

اهداف و ارزش‌های طرف شما ممکن است با خود شما متفاوت باشد و شما می‌توانید با شناسایی آنها متوجه شوید که آیا با شما در زندگی سازگار است یا نه. این که دختری در زندگی به آنچنان بلوغی رسیده باشد که بتواند در زندگی ارزش‌هایی داشته و هدفی را برای خود تعیین کند نشان از شخصیت بالای اوست حتی اگر کاملا اهدافش با شما منطبق نباشد.

دختری که هدف و ارزشی در زندگی برای خودش تعریف نکرده باشد یعنی در واقع هیچ قطب نمایی ندارد که او را در زندگی هدایت کند. این موضوع بدین معناست که مسیر زندگی او ناگهانی و غیر قابل پیش‌بینی است و شما نمی‌دانید به کدامین سمت می‌رود.

حتما بخوانید: ثروتمند شدن از دیدگاه قرآن​

                                چگونه با تغییر باورهای خود ثروتمند شویم؟

شاید بتوانید به کمک صحبت با شریک زندگیتان درباره جهان هستی و اهمیت زندگی و هدف خودتان از زندگی به ارزش‌ها و اهداف دختر مورد نظرتان در زندگی پی ببرید.


 

2. برای شناخت زنان ببینید چگونه با دیگران تعامل می‌کند؟

منظور از دیگران، تعامل با دوستان، خانواده، همکاران، غریبه‌ها و مهم‌تر از همه زیر دستان است. اگر دختر مورد نظر شما با دیگران به درستی صحبت می‌کند یعنی این شخص خود محور نیست و در عین رشد یافتگی، فروتن است. 

اگر شریک زندگی شما قضاوت کرد، خود بزرگ‌بین بود و الفاظ منفی برای دیگران به کار برد باید حواستان را جمع کنید. چنین شخصی خیال می‌کند که همیشه حق با اوست و دیگران نوکران و زیر دستان او هستند.

اگر فرد مورد نظر شما ازدواج و یا رابطه ناموفق داشته توجه کنید که چگونه درباره زندگی سابق و همسر سابقش صحبت می‌کند چرا که این راه یکی از بهترین راه ها برای فهمیدن این موضوع است که او در یک رابطه چگونه عمل می‌کند. اگر فرد مورد نظر شما چندین رابطه را پشت سر گذاشته باشد و همه آنها را به خاطر همه چیز مورد سرزنش قرار دهد یعنی به بلوغ فکری کافی نرسیده است و خوداندیشی کافی ندارد.


 

3.برای شناخت زنان ،ارتباط او با اطرافیانش چگونه است؟

بررسی روابط افراد با اطرافیان و خانواده‌اشان راهی مناسب برای شناخت زنان و مردان است. زمانی که شما با یک دختر آشنا می‌شوید و می‌خواهید با او ازدواج کنید طبیعتا با دوستان، خانواده و همکارانش نیز آشنا می‌شوید. اگر این ارتباطات به حد کافی عمیق و خوب بود یعنی شما با دختری دارای ویژگی شخصیتی خوب مواجهید.

چنین افرادی احتمالا به جای آن که تعداد بسیاری رفاقت سطحی داشته باشند،‌ در دوست‌یابی موفقند و چند دوست خوب دارند. شاید با این دوستان برای مدت زمان طولانی رفاقت داشته باشند که این نیز نشانه بسیار خوبیست. ارتباط چنین دختری با خانواده اش در بیشتر اوقات مثبت است و این نشان می‌دهد که به خوبی و بدون مشکل تربیت شده است.


در غیر این صورت یعنی اگر دختری با خانواده اش رابطه خوبی نداشته باشد، به مهمانی‌های گوناگون برود و تعداد بسیار زیادی دوست سطحی داشته و یا دنبال‌کننده‌های بسیار زیادی در شبکه‌های اجتماعی داشته باشد، نمی‌تواند شریک زندگی خوبی تلقی شود.

 

دختران

 

4. برای شناخت زنان پرس و جو کنید

اگر می خواهید زنی را خوب بشناسید، بهتر است از او سوال کنید. این یک روش اساسی برای شناخت زنان است به خصوص اگر آنها کم حرف و خجالتی باشند. 
بنابراین، با سوال پرسیدن می توانید از علاقه، عادات، سرگرمی ها، اهداف و هیجانات آنها مطلع شوید. گاهی اوقات 
زنان احساس راحتی نداشته و لحن صدای شان همراه با ناراحتی و درد می باشد. 

بنابراین، اگر احساس می کنید که مشکلی وجود دارد، اما وی از گفتن امتناع می کند، به او فرصت داده و در موقعیت مناسبی در کمال آرامش مشکل را جویا شوید. 
مثلا می توانید از جملاتی همچون "به نظر ناراحت و عصبانی می آیی و من نگرانت هستم. چیزی اذیتت می کند؟" و یا "امروز زیاد خوب نیستی. مشکلی پیش آمده است؟" استفاده کنید.

حتما بخوانید: هیپنوتیزم درمانی​

                          10 نشانه ای که افراد افسرده دارند​


5. آگاهی از تجربیات گذشته جهت  امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

برچسب : ,
تعداد بازديد : 1

تاريخ : يکشنبه 28 مرداد 1397 زمان : : | نويسنده : | لينك ثابت |

https://keramatzade.com/Successful-entrepreneur

ازهای تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق


کم نیستند کسانی که ابتدا تصمیم می‌گیرند کارآفرین شوند و سپس با خود فکر می‌کنند که حالا که می‌خواهیم کارآفرین شویم، چه کاری از دست‌مان برمی‌آید؟

می‌توان حدس زد که این افراد بخش قابل توجهی از آمار شکست کسب و کارهای نوپا را نیز به خود اختصاص می‌دهند.
می‌توانیم بپذیریم که در مراحل اولیه‌ی کارآفرینی، طرح تجاری یا بیزینس پلن را با همه‌ی جزئیات آن نداشته باشیم و ندانیم. اما مدل کسب و کار، یکی از زیرمجموعه‌های طرح 
کسب و کار است که باید قبل از خلق یک فعال تجاری جدید، در ذهن‌مان شکل گرفته باشد.


بارزترین شکل کارآفرین راه‌اندازی یک کسب‌وکار جدید است که به آن استارتاپ گفته می‌شود. در سال‌های اخیر، مفهوم کارآفرینی از حوزه‌ی کسب‌وکار فراتر رفته و به ابعاد اجتماعی و سیاسی نیز وارد شده است.

کارآفرینی طیف وسیعی از فعالیت‌ها را شامل می‌شود که بسته به نوع کسب‌وکار و ایده‌ پشت آن متفاوتند. از فعالیت‌های کارآفرینی کوچک‌مقیاس که انفرادی و پاره‌وقت اجرا می‌شوند گرفته تا پروژه‌های وسیع‌تر که فرصت‌های شغلی بیشتری را فراهم می‌کنند، همگی نمونه‌هایی از کارآفرینی محسوب می‌شوند. 


بسیاری از کارآفرینان برای تأمین سرمایه‌ی لازم جهت شروع کسب‌وکار جدید خود می‌توانند به سرمایه‌گذاران خطرپذیر (venture investors) یا سرمایه‌گذاران فرشته (angel investors) رجوع کنند. این قبیل سرمایه‌گذاران، نیازهای مالی استارتاپ‌های نوپا را برطرف می‌کنند و مهم‌ترین منبع تأمین سرمایه‌ی کارآفرین به شمار می‌روند. ناگفته نماند این سرمایه‌گذاران فقط از استارتاپ‌هایی حمایت خواهند کرد که پتانسیل سودآوری قابل توجهی داشته باشند یا سودآوری آنها پیشتر ثابت شده باشد

 

کارآفرینان برتر

حتما بخوانید:  12 سایت پر طرفدار و پرمخاطب ایرانی در سال96​


آیا یک کارآفرین موفق حتماً به آموزش رسمی کارآفرینی نیاز دارد؟


پاسخ منطقی به چنین سوالی، منفی است.

کارآفرین های موفق بسیاری را می‌شناسیم که آموزش‌های رسمی ندیده‌اند.

از سوی دیگر، دانش کارآفرینی هم بر اساس مطالعه‌ی رفتار و تصمیم های کارآفرینان تدوین شده است. به عبارت دیگر، رابطه‌ی بین علم کارآفرینی و افراد کارآفرین، عکسِ چیزی است که معمولاً به ذهن می‌رسد.

بیش از آنکه کارآفرین‌ها به دانش کارآفرینی نیاز داشته باشند، دانش کارآفرینی نیازمند تجربه کارآفرینان است.


 

چگونه ایده کارآفرین  ما به کسب و کار میلیون دلاری تبدیل شود؟


در سال 2017، تنها 38% استارت آپ ها درصد رشد خود را طبق روندهای آماری گزارش دادند. و این قوی ترین نرخ رشد تمام دهه است. اکثر شرکت ها کوچک باقی می ماند زیرا رشد کسب و کار سخت است.

 

ماموریت داشته باشید

هیچکس با رویای فروش رشد نمیکند بیایید با آن رو به رو شوید. کسب و کار من تنها به فروش بطری آب ختم نمیشود. ماموریت من این است که آمریکا سالمتر بماند و این دغدغه مشتریان و کارمندانم نیز هست. وقت مشخصی را صرف توسعه و شفاف سازی هدف و ماموریت خود بکنید. اگر مردم درک کننند که جزئی از ماموریت شما هستند،آنگاه مقدمات رشد شما را فراهم میکنند.


 

ماشین هایتان را روغن کاری کنید

برای رشد باید بصورت کارآمد و موثر کار کنید. روی تکنولوژی ها سرمایه گذارید تا فرایندهای اجرایی مانند مدیریت موجودی، تخمین بینش مشتری و... اتوماتیک انجام شود. سرمایه گذاری در سیستم ها، افراد و فرایندها از اصول اولیه کسب و کار است و موجب حفظ عناصر اولیه کسب و کار، کسب مزیت های رقابتی و رشد میشود.

 

تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق

 حتما بخوانید: 10 عامل برای رسیدن به موفقیت تجاری در بازار کار​

       10 سایت خبری برتر ایران در سال1396


ریسک کنید

هسته مشتریان ما، مشتریان وفادار هستند. که میتوانیم خدمات بیشتری به آنها بدهیم. برخلاف نظر سرمایه گذاران میتوانیم آنلاین شاپ خود را راه بیاندازیم تا مشتریان بتوانند مستقیما از خودمان خرید کنند. نتایج مفیدتری به دست می آید نسبت به زمانی که خرده فروشان و توزیع کنندگان داشته باشیم. کمتر از دو سال، ارتباط مستقیم با مشتریان (DTC) و فروش به آنها 3/1 کسب و کارم را دربرگرفت.
استراتژی اصلی رشد 40% استارت آپ ها، بهبود روابط با مشتریان فعلی است. افرادی که در حال حاضر، مایل به خرید محصولات و خدمات موجود می باشند. ولی بگردید راهی پیدا کنید که بیش از این مثمرثمر باشد.


 

 افق دیدتان را گسترش دهید

فایده اصلی فروش مستقیم به مشتری، کسب داده ها و اطلاعات بیشتر از آنهاست. در استارت آپم فهمیده ایم که اکثر مشتریان در شرکت های تکنولوژی محور به کارند و به نوشیدنی ها و غذاهای سالم اهمیت میدند در نتیجه توانستیم با شرکت های آنها وارد مذاکره بشیم و قرارداد همکاری و فروش منعقد کنیم. چگونه میتوانیم به مشتریان هدف خود در راه بزرگتر و بهتر دسترسی داشته باشیم؟ افق های خود را فراتر از روشهای معمولی فروش گسترش دهید.


 

متفاوت عمل کنید

پارسال کرم ضدآفتاب بر پایه میوه تولید کردیم. لوازم آرایش را وارد خط تولید کردیم. در بازار جدید ورود کردیم و مخاطبان جدیدی را به دست آوردیم. در نتیجه جریان درآمدی جدیدی کسب کردیم. تنوع در محصولات نه تنها یک راه حل رشد شرکت است، بلکه باعث تقویت و ارزش سهام در بازار هم میشود. اگرچه ریسکی است ولی گر زمان بندی، محصولات و خدمات شما دارای قاعده منحصر به فرد باشد و با ماموریت و چشم انداز شرکت هماهنگ باشند موجب رشد در بازار فعلی میشوند.


 

قدم به قدم رشد کنید

رشد اتفاقی رخ نمیدهند. باید برای آن برنامه ریزی کنید و آماده استفاده از هرگونه فرصت پیش رو باشید. عموما استارت آپ ها قدم به قدم جلو میروند. محصولات و خدمات، ارتباط با مشتریان، عرضه کنندگان و تمامی اتفاقات بازار را مرحله به مرحله انجام میدهند. برای اطمینان از اینکه بر رشد تمرکز دارید حداقل 2ساعت در هفته به استراتژی های بالا فکر کنید. استارت آپتان فراتر از انتظار رشد خواهد کرد.



با سرمایه کم چه کارهایی می توانیم راه بیندازیم و کارآفرین باشیم؟


بیشتر افراد وقتی صحبت از راه اندازی یک کسب و کار به میان می آید، به دنبال تامین مالی و سرمایه اولیه هستند و اغلب به دلیل نداشتن سرمایه فراوان اولیه، ایده های خود را به آرزو تبدیل می کنند و در دل خود نگه می دارند و حتی آن را بیان نمی کنند. گاهی نیز قضیه برعکس است؛

سرمایه ای اندک و زیر 5 میلیون تومان در دست داریم اما ایده ای برای راه اندازی کسب و کار نداریم و فکر می کنیم که با این سرمایه اندک کاری نمی توان انجام داد، اما نمی دانیم که با سرمایه کمتر از 5 میلیون تومان هم می توان کسب و کاری آغاز کرد و به درآمد رسید.

بله این یک واقعیت است که تمام کسب و کارهایی که اطراف ما شکل گرفته اند، سرمایه های اولیه میلیونی و میلیاردی نداشته اند. قصد داریم در این مطلب درباره تعدادی از کسب و کارهایی صحبت کنیم که با کمتر از 5 میلیون تومان هم می توان آنها را تاسیس کرد.

در یک تقسیم بندی، کسب و کارها براساس قلمرو فعالیت به شش دسته تقسیم می شوند؛ مانند کسب و کارهای الکترونیکی، خانگی، خانوادگی، روستایی، کوچک، متوسط و بزرگ که البته از میان آنها کسب و کارهای کوچک، متوسط و بزرگ نیاز به سرمایه اولیه بیشتر از 5 میلیون دارند؛ بنابراین در ادامه از موارد دیگر مثال می زنیم.

 

رازهای کارآفرینی

حتما بخوانید: چگونه جذابیت مردانه داشته باشیم؟​

10 تمرین برای ایجاد شوق،شادی و هیجان در زندگی​


1)  با کسب و کارهای اینترنتی ،کارآفرین باشیم

فروش محصولات یا خدمات از طریق اینترنت را «کسب و کار اینترنتی» می گویند. تجهیزات مورد نیاز برای اینگونه کسب و کارها کامپیوتر، اینترنت و یک خط تلفن است که به وسیله آن می توان یک «فروشگاه اینترنتی» راه اندازی کرد.

به طور کلی برای راه اندازی یک سایت، هزینه ای کمتر از 2 میلیون تومان مورد نیاز است. از نمونه های بارز این کسب و کارها می توان به سایت های فروش شارژ کارت، سایت های تبلیغاتی و همچنین سایت هایی مانند isiarchive.com و «مدیر سبز» اشاره کرد.


 

امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

برچسب : ,
تعداد بازديد : 1

تاريخ : يکشنبه 28 مرداد 1397 زمان : : | نويسنده : | لينك ثابت |

https://keramatzade.com/Management-tasks

می‌دهند.

مدیریت و وظایف ان
 


 مدیریت را چگونه تعریف می کنیم ؟

در دورانهای گوناگون تعاریف گوناگونی ،  با توجه به نیاز آن زمان برای مدیریت ارائه شده است :

سه موج مختلف از مدیریت را مرور می کنیم.

یعنی مدیریت در تاریخ خود سه دوره مهــــم را گذرانده است 

 در نگاه اول مدیریت اینگونه تعریف می‌شد :

"مدیریت یعنی:  هنر انجام کار توسط دیگران "

این تعریف مربوط به مدیریت دوران ارباب – رعیتی می‌باشد ونظر ونگاه استثماری دوران گذشته از جانب مدیریت به زیردستان و کارکنان را بیان می کند .

در این دوران ،  بهره برداری از تواناییها و نیروهای دیگران به نفع خود نوعی هنر محسوب می شد ، که بیشتر در حکومتها و مدیریتهای استثماری دیده می‌شد. و نتایج این نوع نگاه معمولا نتیجه استثماری بوده است .

ابزار قوی در این نوع نگاه برای استثمار بیشتر ،  "تحمیق مردم" بود که به استثمارگران در استثمار بیشتر مردم کمک می کرد.

 

وظایف مدیریت


 موج دوم مـدیریت

در نگاه و موج دوم ، ریشه این نگاه را در زمانی می‌توان دانست ، که ملتها پس از انقلاب صنعتی در جستجوی منابع جدید برای سازمانهای خود بوده اند ، و کشورها با محدودیت سرمایه ها و منابع، روبرو بودند ( اقتصاد خرد و مدیریت خرد یا مدیریت سازمانها شکل گرفت )

در نگاه دوم ، علم مدیریت را اینگونه تعریف می کردند

"مدیریت یعنی : ارتباط صحیح بین منابع محدود و نیازها و اهداف نامحدود."

همیشه منابع محدود است و نیازها نامحدود ،ارتباط صحیح بین منابع محدود و نیازها و اهداف نامحدود در این نگاه ، مدیریت نامیده می‌شد .

و مدیر کسی بود که بتواند بهترین استفاده را از سرمایه ها و منابع محدود و در دسترس خود داشته باشد تا به بهترین نحوی به اهداف و نیازهای سازمان خود برسد.


"ملاکهای موفقیت مدیران در این تفکر و در این دوره 

بهره وری بیشتر و نتیجه گیریهای ، مادی و عددی آنها بوده است ." در این دوره  یعنی در زمانی که با محدودیتها ســروکار داشتیم انتظار ما از اعمال مدیر شامل 

برنامه ریزی ، نظارت ،ارزیابی ، کنترل و بازرسی  می‌شد ، همانطور که می‌بینید در این تعریف خبری از ارزشهای درون سازمانی و بیرون سازمانی نبود.

در موج دوم  اهمیت ارزشهایی مثل توسعه پایدار ، و توجه به حفظ محیط زیست ، که یکی از مهمترین ارزشهای عمومی شهـــروندان در دهکده جهانی می‌باشد به طور برجسته دیده نمی‌شود و کسب نتایج مادی ملاک موفقیت مدیران محسوب می‌شد . نتایجی مثل تعداد تولید ، درصد بازده سرمایه ، ضریب رشد سالانه و... در این موج از مدیریت ملاک موفقیت مدیران بوده است . اما این تعریف و نگاه ، هنوز هم کامل نبود و نواقص بزرگی داشت .

 

تعــریف مدیریت در موج ســـوم    :  

   اکنون عصر دانایی و آگاهیست ،  با افزایش دانایی در جامعه و با داشتن شهروندان و مخاطبین و مشتریان آگاه تر، که در عصر اطلاعات بوجود آمده است ، و هر لحظه در جریان اطلاعات و آگاهی های جدید است موج بسیار مهم و فراگیر بزرگی در مدیریت نیز شکل می گیرد :

موج سوم تاریخ مدیریت:  
  این موج  مبتنی بر دانایی و آگاهی و شناخت ارزشهــا می‌باشد و راه حل ها و مکانیزمها و روشها در مدیریت در این دوره  ،    " پایه محکمی در دانایی و فرهیختگی دارد"

و اصل مهم آن :  
مدیریت بر اساس  ارزشهای انسانی و مسئولیتهای اجتماعی  می‌باشد .

امکان ندارد امروز شما آلودگی محیط زیست تولید کنید و انتظار داشته باشید ، مورد تحسین مشتری باشید و سازمان موفقی داشته باشید ، امکان ندارد از نیروی کار زنان و کودکان به صورت استثماری ، و با دستمزد پایین استفاده کنید و مشتریان شما قهر و اعتراض نکنند.

 

سطوح مدیریت

در اواخر مارس سال2016  سازمان عفو بین الملل در گزارشی به فیفا اعتراض نمود که در کشور قطر   نقض حقوق کارگران  و کار اجباری  و شرایط بد اقامتی ، برای کارگران در هنگام ساخت ورزشگاههای جام جهانی برای مسابقات سال 2022  اتفاق می افتد  .

این حد از انتظار رعایت حقوق انسانها ، نشان می دهد که نه تنها مشتریان ما به رعایت این حقوق حساس هستند بلکه ، سازمانهای بین المللی هم تا چندین و چند لایه پایین تر ، خود را موظف بر نظارت می دانند تا در مقابل آنچه ارزشهای انسانی نامیده می‌شود ، نظارت داشته باشند  .

 در عصر ارزشها ، امکان ندارد شما از فضای رانت ، اجحاف یا انحصار ،  پولهای مشکوک و ...در تولید و بازار استفاده بفرمایید و با قهر مخاطب و مشتری روبرو نشوید .

تغییرات بسیاری در اطراف ما ، در اثر انقلاب اطلاعات بوجود آمده و ارزشها را پر رنگ تر و مهمتر کرده است و نیکیها و بدیها ، از طرف شهروندان ، مردم ، مخاطبین و مشتریان ، جوابها و واکنشهای بزرگتری را در پی دارد .   پس در اولین قدم : " ارزشهـــای کارکنان، مشتریان ومخـاطبین و جامعه خود را ، به خوبی بشناسید."



شش وظیفه‌ی کلیدی یک مدیر چیست؟

برنامه ریزی:

برنامه‌ریزی به عنوان ((طرحی برای آیندۀ مطلوب و تعیین راههای مؤثر وصول به آن)) تعریف شده است. برنامه‌ریزی وسیله‌ای است که مدیران با توسل به آن، وضعیت واحد یا سازمان تحت نظارت خود را در آینده پیش‌بینی و ابزار، وسایل، راه‌حل‌ها و راهبردهای مناسب برای تحقق هدف‌های از قبل تعیین شده را، فراهم می‌کنند.


سازماندهی:

سازماندهی یعنی شکستن هدف کلی و مأموریت اصلی سازمان در قالب هدف‌های جزئی‌تر و وظایف واحدها به منظور تحقق هدف یا هدف‌های از قبل تعریف‌شدۀ سازمان. در سازماندهی، وظایف، اختیارات و مسئولیت‌های واحدها و پُست‌ها مشخص می‌گردد و نحوۀ هماهنگی این متغیرها یا عوامل، معین می‌شود. سازماندهی نوعی فعالیت مستمر و مداوم است که مدیران همواره با آن روبرو هستند و منحصر به طراحی سازمان در هنگام شکل‌گیری آن نیز، نمی‌شود.

 

مدیریت

کنترل و نظارت:

کنترل فعالیتی است که ضمن آن، عملیات پیش‌بینی شده با عملیات انجام گرفته، مقایسه می‌شود و در صورت وجود اختلاف و انحراف بین آنچه باید باشد و آنچه که هست، نسبت به رفع مشکل و اصلاح این نوع انحراف، اقدامات لازم انجام می‌گیرد. بر این اساس، کنترل 


فعالیتی است که طی آن می‌بایست‌ها با هست‌ها، مطلوب‌ها با موجودها و پیش‌بینی شده‌ها با عملکرد واقعی کارکنان مقایسه می‌شوند و با روشن شدن فواصل بین وضع مطلوب و وضع موجود، تصمیمات در مورد اقداماتی که باید جهت از بین بردن این فواصل انجام گیرند، مشخص می‌گردند.


هدایت:

یکی از مهم‌ترین وظایف مدیریت و رهبری، جهت دادن و نفوذ بر اعضای سازمان می‌باشد. رهبری اثربخش مستلزم اِعمال نفوذ و اثرگذاری بر افراد است و مدیر اثربخش، بر افراد تحت نظارت خود تسلط دارد. ضمناً افراد نیز نفوذ و قدرت رهبر اثربخش را پذیرا هستند. قدرت عبارت است از توانایی اِعمال نفوذ بر دیگران و نفوذ نیز همان اَعمال مستقیم یا غیرمستقیم رهبر است که باعث تغییر در رفتار یا نظرات دیگران می‌شود.


برقراری ارتباط:

ارتباط تار و پود سازمان را به هم پیوند می‌زند و موجب یکپارچگی و وحدت سازمانی می‌شود. مسئولیت برقراری و حفظ شبکۀ ارتباطی سالم و اثربخش، بر عهدۀ بدنۀ مدیریت (یعنی کلیۀ مدیران در سطوح عالی، میانه و پایه) است. کلیۀ فعالیت‌های مدیران بدون برخورداری سازمان از نظام ارتباطی اثربخش، فلج خواهد شد و امکان ادارۀ سازمان، از بین خواهد رفت. به هر حال، یکی از وظایف مهم مدیران هر سازمان، فراهم آوردن امکاناتی است که با بهره‌گیری از آن امکانات، برقراری ارتباطات در سازمان، تسهیل می‌شود.



تصمیم‌گیری:

تصمیم‌گیری عبارت است از انتخاب یک راه‌حل از بین راه‌حل‌های ممکن. بر این اساس، وظیفۀ اصلی مدیران هر سازمان آن است که در رابطه با هر مشکل، کلیۀ راه‌حل‌های موجود را بررسی و بهترین راه‌حل را جهت رفع هر مشکل با مسئله، انتخاب کنند.


 
مدیریت 3 سطح مختلف دارد:

1٫ مدیریت سطح بالا که از هیئت مدیران، مدیر عاملان، یا اعضای هیئت اجرایی تشکیل شده است.

 مدیریت سطح متوسط که از مدیرانی مثل مدیر کارکنان، تولید، فروش، بازاریابی، منابع، مالی و غیره تشکیل شده است.

 مدیریت سطح پایین یا مدیران سطح عملیاتی که از سرکارگر، ناظر، کارگران روزمزد و غیره تشکیل شده اند.



مدیران رده بالا:


مدیران سطح بالا به افرادی اطلاق می شود که جزء مقام های اصلی  و اساسی شرکت هستند مثل هیئت مدیران، مدیرکل و سایر اعضای اصلی که مسئول عملکردهای سیستماتیک شرکت هستند. مدیرات سطح بالا به طور مستقیم کار اجرا نمی کنند. به طور کل برای یک شرکت بزرگ، عملکردها و مسئولیت های عمده و مهم را فرد نمی تواند انجام دهد، از اینرو نیاز به گروهی متراکم از اعضا است. مدیران سطح بالا باید بیشتر بر روی توانایی کارکنان هم در کیفیت کلی و هم تکنیکی متمرکز شوند. وظیفه آنها شامل خلاقیت، انگیزه، و حس 


قضاوت است. این مدیران همچنین گروه سیاست گذار شرکت هستند که مسئول جهت کلی و فعالیت های شرکت می باشند.


اهداف اصلی مدیران رده بالا:

ایجاد اهداف، سیاست ها و عوامل تعیین کننده لازم برای پیشرفت و توسعه هر چه بیشتر شرکت.
اجرای کامل و کارامد اهداف در شرکت و حفظ تعادل و توازن استراتژیک در کلیه اعمال انجام شده توسط مقام های بالاتر.
امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0


برچسب : ,
تعداد بازديد : 1


تاريخ : يکشنبه 28 مرداد 1397 زمان : : | نويسنده : | لينك ثابت |

https://keramatzade.com/14-Principles-of-increasing-self-esteem-versus-others

خودتان افسار را به دست بگیرید، پیشرفت می‌کنید و زندگی‌تان از این رو به آن رو می‌شود. 

14 اصول افزایش اعتماد به نفس درمقابل دیگران

 

داستان موفقیت های بزرگ مملو از اقداماتی است که باعث شده افراد موفق نظیر بیل گیتس، وین دایر، محمد علی کلی، استیو جابز و …پیش از سایر افراد جامعه حرکت کنند. اصول افزایش اعتماد به نفس تقریبا در هر جنبه ای از زندگی ما بسیار ضروری است و یکی از نکات مهم در توسعه فردی است. اما بسیاری از مردم هنوز برای دستیابی به آن در تلاش اند. متأسفانه این مسئله می تواند مانند افتادن در یک لوپ بی نهایت و بی نتیجه باشد: افرادی که اعتماد به نفس پایینی دارند به سختی به موفقیت دست می یابند.

 

اصول افزایش اعتماد به نفس

 

حتما بخوانید:  10 سایت برتر قرآن کریم درسال 1396​

             چگونه تمرکز خود را بالا ببریم؟


اصول افزایش اعتماد به نفس یک جور طرز فکر مثبت راجع به خودتان و توانایی‌هایتان است و درست همان موقعی که همه چیز به‌ هم می‌ریزد، می‌تواند به فریادتان برسد و به شما کمک کند تا در برابر مشکلات‌تان قوی باشید. بزرگ‌ترین و موفق‌ترین آدم‌هایی که می‌شناسیم هم گاهی اوقات دچار کمبود اعتماد به نفس می‌شوند. برای تقویت اعتماد به نفس، مثل هر توانایی و مهارت دیگری باید تمرین داشته باشید تا بتوانید آن را مدیریت کنید، اما وقتی بتوانید خودتان افسار را به دست بگیرید، پیشرفت می‌کنید و زندگی‌تان از این رو به آن رو می‌شود. 


اصول افزایش اعتماد به نفس ابزاری است که ‌می‌توانید در زندگی روزمره برای هر کاری مثل افزایش اطمینان به خود، مدیریت ترس‌ها و انجام کارهایی که واقعا برایتان مهم هستند، از آن استفاده کنید، اما تعداد کمی از افراد می‌دانند اعتماد به نفس مثل یک عضله است و برای تقویتش باید همیشه از آن استفاده کرد، یعنی اگر آن را به کار نبرید، تحلیل خواهد رفت.
خبر خوب اینجاست که داشتن اعتماد به نفس قابل یادگیری و اکتسابی است. اینکه شما بر روی ارتقا اعتماد به نفس خود کار می کنید و یا دیگران را برای رسیدن به آن یاری می کنید، هردو ارزشمند است. 


در زیر به14 اصول اشاره می کنیم که می تواند برای اصول افزایش اعتماد به نفس در افراد مثمر ثمر  باشد



1.  اصول افزایش اعتماد به نفس -  از مقایسه خود را دیگران دست بکشید


یکی از بهترین روش‌ها برای اصول افزایش اعتماد به نفس این است که از مقایسهٔ خود با دیگران دست بردارید. مشکل اینجاست که شما فقط قسمت کوچکی از شخصیت آن فرد را که در حال مقایسه‌اش با خودتان هستید می‌بینید. هر شخص به صورت متفاوتی فکر می‌کند، درک می‌کند، احساس می‌کند و یاد می‌گیرد. شما تنها فرد در این جهان هستید که قابلیتی خاص دارید. منظور من توانایی‌های خارق‌العاده نیستند بلکه روش و راهی است که شما برای حل یک مسئله از آن استفاده می‌کنید.

یادتان باشد هیچ دو اثر انگشتی یکسان نیستند. وقتی شما خود را با فرد دیگری مقایسه می‌کنید، در ذهنتان او را در تمام مسائل بهتر از خود می‌بینید. این کار به هیچ وجه روش خوبی برای ارزیابی خودتان نیست. به جای این کار بهتر است نگران این باشید که چقدر خودتان را دوست دارید. شما احتمالاً شگفت زده خواهید شد وقتی ببینید افرادی که خود را دوست دارند چقدر شاد تر از افرادی هستند که خود را دوست ندارند.

حتما بخوانید:  کاریزما چیست؟​

اعتماد به نفس چقدر اهمیت دارد؟

2.  اصول افزایش اعتماد به نفس -  بد صحبت کردن در رابطه با خودتان را متوقف کنید

آیا صدای درونتان از شما انتقاد و عیب‌جویی می‌کند و شما را آزار می‌دهد؟ به نظرتان اگر دشمن خودتان باشید، می‌توانید کاری را به‌خوبی انجام دهید؟ اگر با خودتان به نحوی صحبت می‌کنید که هرگز با شخص دیگری به آن طریق صحبت نکرده‌اید، جلوی این کار را بگیرید.



3.    در حال زندگی کنید

اگر در حال زندگی کنید و تمام انرژی خود را متوجه زندگی در لحظه نمایید، فردای شما هم تضمین خواهد شد. اگر عمر خود را در حسرت دیروز یا نگرانی فردا سپری کنید، لحظه‌ها را از دست خواهید داد و این به معنی از دست دادن فردا نیز می‌باشد.


 

اصول افزایش اعتماد به نفس

 

حتما بخوانید:  تجسم خلاق چیست؟​

خلاقیت چیست؟افراد خلاق چگونه هستند؟

4.  اصول افزایش اعتماد به نفس -  جسورانه و جذاب صحبت کنید

سخنرانان خوب، با اصول افزایش اعتماد به نفس، با ثبات و با یک ریتم مناسب صحبت می‌کنند. آنها یاد گرفته‌اند در صحبت کردن تأثیرگذارتر باشند، به جای اینکه حین سخنرانی تپق بزنند و گیر کنند، شمرده حرف می‌زنند و بین صحبت‌هایشان مکث می‌کنند.

یک لحن جسورانه، جذاب و در عین حال مؤدبانه برای صحبت کردن انتخاب کنید تا اعتماد به نفس‌تان را نمایش بدهید. این‌ طوری عزت نفس‌تان بیشتر می‌شود و به خودتان ایمان می‌آورید. برای اینکه جدی به نظر برسید، خیلی هیجان‌زده و عصبی نباشید و زیادی نخندید. اگر مردم حس رهبری را در شما ببینند به صحبت‌هایتان بیشتر توجه می‌کنند. 

 

5.    مثبت اندیش باشید و نقاط مثبت دیگران را نیز ببینید!

مثبت اندیشی باعث بهبود اصول افزایش اعتماد به‌ نفس می‌شود. این مساله باعث می‌شود تا نقاط قوت دیگران را نیز ببینید و از آن‌ها نیز تعریف کنید. اما تعریف از نقاط مثبت دیگران چه ارتباطی با تقویت خود باوری در شما دارد؟
تعریف شما از دیگران باعث می‌شود که دیگران نیز اینگونه با شما رفتار کنند و از شما و نقاط قوت شما تعریف کنند. افرادی که از نقاط قوت شما تعریف می‌کنند، مانند یک ذره بین، رفتارهای مثبت شما را بهتر نشان می‌دهند و این امر پیشرفت و افزایش روحیه را برای شما به همراه دارد و باعث می‌شود خود را بیشتر باور کنید.



6.   اصول افزایش اعتماد به نفس - سر خود را بالا نگه دارید

این کار باعث می‌شود جریان خون از قلب به مغز (خون شریانی) و از مغز به قلب (خون وریدی) به آسانی انجام پذیرد. حجم ریه‌ها افزایش یابد و در واحد زمان، اکسیژن بیشتری با خون مبادله شود. راه‌های هوایی از قبیل نای، نایژه‌ها، حلق و بینی تا حدودی در یک امتداد قرار گیرند و تنفس، راحت‌تر شود، میزان دید بیشتر شود، به برازندگی ظاهری شخص کمک کند و از همه مهم‌تر، اصول افزایش اعتماد به نفس شخص را زیاد می‌کند.


 

7.    فهرستی از فعالیت‌هایی که در آن‌ها خوب هستید تهیه کنید

در همان دفتر که داستان در حال تغییر و تحول زندگی‌تان را یادداشت می‌کنید، لیستی از فعالیت‌هایی که در آن‌ها خوب هستید یا از آن‌ها لذت می‌برید تهیه کنید و بکوشید بیشتر آن‌ها را انجام دهید. آن‌ها می‌توانند در شما احساس کارآمد و شایسته بودن ایجاد کنند یا خوشحالتان کنند. به هر حال آ‌ن‌ها را شناسایی کنید، لیستی جمع آوری کنید و آن‌ها را تکرار کنید.


 

8.    به تقویت مهارت‌های اجتماعی خود بپردازید

گوشه گیر بودن را کنار بگذارید و روابط اجتماعی خود را تقویت کنید. مطمئن باشید که این مسئله در اصول افزایش اعتماد به نفس شما تاثیر بسزایی دارد زیرا  امتياز :

نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

برچسب : ,
تعداد بازديد : 1

تاريخ : يکشنبه 28 مرداد 1397 زمان : : | نويسنده : | لينك ثابت |

https://keramatzade.com/the-health

رازهای داشتن سلامت جسمی و روحی در زندگی


بسیاری از مردم فکر می کنند که سالم بودن کار دشواری است ، که این امر ماه ها همراه با رژیم در سالن بدنسازی همراه است. با این حال، این حقیقت ندارد. با کنترل فعالیت های روزانه خود، هر کسی می تواند سالم باقی بماند. آنقدر که فکر می کنید سخت نیست.


تغذیه سالم یکی از فاکتورهای مهم برای سلامت است .طبق نظر پزشک متخصص تغذیه داشتن رژیم غذایی مناسب برای سلامت بسیار مهم است. در این بخش فعال بودن ، لذت بردن از کار ، مفید بودن در جامعه هورمون های سالمی ترشح می کند. بدن شما نشان می دهد که چه چیزی برایش خوب و چه چیزی بد است برای اینکه سالم باشید نیاز دارید که به بدنتان گوش کنید.

همیشه سالم باشیم همه به فکر این موضوع هستند که چگونه کاری کنند که طول عمرشان بیشتر شود. بسیارند کسانی که در طول زندگی تماما مشغله دارند. در این مطلب راهکار های ساده اما کارساز را به شما معرفی می کنیم که با به کار گیری از آنها سلامت خود را دو چندان می کنید.

امید به زندگی در میان مردم در تمام دنیا رو به افزایش است. در حال حاضر دستیابی به عمر طولانی توام با سلامت آرزویی دور از دسترس محسوب نمی شود. اگر کسی بخواهد سالم و سلامت به مدت طولانی عمر کند باید برخی از اصول را رعایت کند. این اصول عبارتند از: تغذیه سالم، ورزش منظم، پرهیز از مصرف سیگار و الکل و تا حد امکان پرهیز از استرس و اضطراب . در این مطلب به برخی از این اصول تغذیه ای اشاره ای خواهیم داشت.

 

سلامتی

حتما بخوانید: 14  عوامل کلیدی موفقیت کارآفرینی برای افزایش کسب و کار شما


سلامت-روزانه امگا3 بخورید


به گفته متخصصان تغذیه مواد غذایی حاوی چربی امگا3 ضد پیری هستند. اگر موادغذایی حاوی امگا3 به صورت روزانه مصرف شوند به پایین آوردن کلسترول کمک کرده، موجب بهبود عملکرد سلول ها شده و جلوی التهاب را می گیرند که در نتیجه خطر ابتلا به سرطان، سکته مغزی و حمله قلبی کاهش می یابد. مغزگردو، دانه گیاه برزک و برخی از انواع سبزی ها حاوی امگا3 هستند ولی بهترین منبع آن غذاهای دریایی است. مطالعات منتشر شده در 


ژورنال تغذیه ایالات متحده نشان می دهد، امگا3 موجود در ماهی های چرب آب های سرد برای سلامت مغز بی نهایت مفید هستند.

توصیه: هفته ای یک بار ماهی سالمون یا یک ماهی چرب دیگر را در برنامه غذایی خود لحاظ کنید؛ در عین حال مصرف روزانه اسفناج، گردو روغن سویا، دانه برزک یا کلم پیچ را فراموش نکنید.


حتما بخوانید:  آموزش خود هیپنوتیزمی

فال و طالع بینی​


سلامت=درست غذا بخورید


2- صبحانه : هرر روز صبحانه متفاوت بخورید و روزتان را با آرامش آغاز کنید وقتی شروع به کار کردید حدود ساعت 11 یک فنجان چای یا قهوه بنوشید و استراحت کنید و می توانید یک موز کوچک یا غذاهای سبک بخورید که انرژی مورد نیاز را تامین می کنید .

3- نهار :زمان ایده آل برای صرف نهار 1 تا 1/30 بعدازظهر است و سعی کنید در وعده نهار از برنج و سبزیجات استفاده کنید و همین طور مصرف کشک در انتهای وعده غذایی موجب می شود هضم بهتری داشته باشید بعد از نهار نیم ساعت استراحت بسیار حائز اهمیت است . بعضی افراد در این زمان چرت کوتاهی می زنند و انرژی را برای بقیه روز تامین می کنند.

4- میان وعده : حدود ساعت 5 تا 5:30 دقیقه بعد از ظهر زمان مناسبی برای مصرف یک میان وعده سبک است که انرژی مورد نیاز را تامین و شکم را پر نگه می دارد و همچنین سطح قند را هم طبیعی حفظ می کند.

5- شام : شام همیشه باید سبک باشد و بیشتر نان و سبزی مصرف کنید و از خوردن برنج اجتناب کنید چون حاوی کربوهیدارت فراوانی است ، بعد از شام حتما قدم بزنید و مستقیم به رختخواب نروید.

سلامتی وورزش


سلامت=ورزش کنید


فعالیت های بدنی و ورزشی می تواند به ما کمک کند تا جسم را نسبت به سن سلامت و شاداب نگه داریم و توانایی های ما در برابر سنمان بیشتر شود و به نوعی از افرادی که ورزش نمی کنند بیشتر عمر کنیم و سلامت بیشتری داشته باشیم.

هر روز چند حرکت کششی انجام دهید. اگر روزانه 10 دقیقه و هفته ای 3 تا 5 بار نرم بدوید، ماهیچه هایتان قوی می ماند و سلامتی همراه شما خواهد بود. یادتان باشد آهسته و پیوسته ورزش کنید. یک ساعت دویدن و بعد، یک ساعت استراحت کردن ممکن است باعث گرفتگی عضلات شود.
از آنجا که جسم و روان ارتباط عمیقی با یکدیگر دارند و اختلال سلامت در هر یک از اینها  سلامت دیگری را به خطر می اندازد . امروزه متاسفانه به نظر می رسد نوع مردم به ویژه در شهر های بزرگ و صنعتی آنها را از نیاز های طبیعی خود دور کرده است و در نتیجه زمینه را برای ابتلا به بیماری های روانی آماده می کند شواهد زیادی نشان می دهد که اغلب مردم از نظر سلامت روانی و جسمی در حد مطلوب نیستند.

در صورت بی توجه ای به امر پیشگیری و درمان بیماری های روانی این بیماری و بسیاری دیگر از بیماری های مزمن و پایدار می شوند و برای همیشه افراد را در زندگی اجتماعی دچار مشکل می کند.متخصصان و سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده اند که برای رفع اختلالات روانی در کنار دار و درمانی باید ورزش هم کرد. به این گونه به نظر می رسد شرکت منظم افراد در فعالیت های بدنی و ورزش ضمن پیشگیری از ابتلا به بیماری های جسمی و روحی ، زمینه مناسبی را برای افزایش کیفیت زندگی انسان فراهم می آورد.

ورزش عامل خود باوری – تقویت اراده و احساس موفقیت و شادابی است و تخلیله هیجانی و دوری از گوشه گیری و افزایش عزت نفس را بدنبال دارد.

ورزش انسان را از حالت بی تفاوتی و افسردگی بیرون می آورد و باعث نشاط و امیدواری وی می گردد.


حتما بخوانید:  10 سایت برتر پزشکی-سلامتی در سال 1396​

                                   12 سایت پر طرفدار و پرمخاطب ایرانی در سال96​


نقش ورزش در سلامت وپیشگیری از بیماریهای جسمی و روحی:

 ما همیشه آرزو داریم تندرست بمانیم و عمری طولانی داشته باشیم .متاسفانه این ارزو گاهی بدلیل عدم رعایت بهداشت بر آورده نمی شود. دلایلی وجود دارد که می توان باور کرد که اگر از جسم و روان خود به خوبی مراقبت کنیم . می توان عمری طولانی داشت . زیست شناسان معتقدند که انسان و سایر حیوانات باید مدتی در حدود 5 برابر سال هایی که رشد جسمانی آنها طول می کشد عمر کنند.

 بیشتر ناتوانی های جسمی و فشارهای روحی باعث پیری زودرس و احیانا مرگ می شود رمز زندگی سالم و عمر طولانی را باید در عادات و رفتارهایی مثل ورزش – رژیم غذایی مناسب و کاهش استرس جستجو کرد.
سلامت و شادابی افراد وابسته به حرکت و جنب و جوش است. بعد از فعالیت بدنی در مغز ماده ایی به نام مرفین ترشح می شود که باعث نشاط و شادابی خواهد شد.و این نشاط و شادابی باعث سلامت روح و جسم می شود.

پیشگیری همیشه مقدم بر درمان است کم تحرکی ما در همه حال باعث بیماری و کسالت می شود وزش باعث جلوگیری از پوکی استخوان می شود کسانیکه در سنین کودکی و نوجوانی ورزش نمی کنند در میانسالی به این عارضه مبتلا می شوند.

ورزش باعث افزایش توان عضلات می شود.در ستون فقرات ضعف عضلات شکم باعث فشردگی مهره ها بر روی دیسک
امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0


برچسب : ,
تعداد بازديد : 2


تاريخ : يکشنبه 28 مرداد 1397 زمان : : | نويسنده : | لينك ثابت |

https://keramatzade.com/7-ways-to-cultivate-creativity

معرفی میکنم

7 روش برای پرورش خلاقیت فردی


خلاقیت فردی، یک فرایند ذهنی است که از فرد معینی و در یک زمان مشخص دیده می شود؛ فرآیندی که در نتیجه آن، یک اثر جدید - اعم از ایده یا چیزی نو و متفاوت - تولید می شود. تولید جدید و متفاوت، می تواند کلامی یا غیر کلامی و عینی یا ذهنی باشد. در مطالعه پیرامون خلاقیت فردی، به دو نکته مهم زیر باید توجه داشت:

1. اول آن که خلاقیت فردی می تواند خلق اشکال یا صورت های جدیدی از ایده ها یا تولیدات کهنه باشد. در این صورت، اغلب فکرها و ایده های گذشته، اساس خلاقیت های تازه است.

2. دوم این که خلاقیت فردی امری انحصاری است و حاصل تلاش فردی و تنها یک موقعیت یا مسئله عمومی نیست؛ از این رو، فردی ممکن است چیزی را خلق کند که قبلاً هیچ گونه سابقه ذهنی از آن نداشته باشد؛ اگر چه آن چیز به صورت های مشابه یا کاملاً یکسان قبلاً توسط شخص دیگری و در موقعیت خاصی خلق شده باشد.

خلاقیت فردی، مستلزم بهره گیری از نوع خاصی از جریان فکری است؛ چیزی که یکی از روان شناسان، به نام گیلفورد، آن را «تفکر واگرا» نامید؛ تفکری که به گونه ای متفاوت از جریان عام فکری جامعه، در حل مسائل، نمود پیدا می کند.

به عبارت دیگر، فرد خلاق، تمایل دارد که مسائل مختلف را به طرق متفاوت حل کند؛ هر چند در ظاهر، یک راه حل بیشتر برای آن وجود ندارد.


حتما بخوانید:  10 روش اثبات شده در مورد چگونگی ثروتمند شدن​

باور به فراوانی (ایمان‌ بیشتر، ثروت بیشتر)    


باور اشتباه از نظر مردم در مورد خلاقیت فردی


باوراشتباه اول: گروه اول خلاقیت را همان هوش می پندارند که این در واقع باوری اشتباه است که در تحقیقات و مطالعاتی که شده به آن اشاره شده


به طور خلاصه موارد زیر برخی از نتایجی است که از پژوهش های مختلف در مورد هوش و خلاقیت فردی به دست آمده است و در این پژوهش ها ارتباطی میان افراد باهوش و خلاق دیده نشده است 

هوش و خلاقیت فردی دو کیفیت متفاوت هستند
هر فرد باهوشی لزوما خلاق نیست
همه ی افراد خلاق حتما از هوش بسیار بالایی برخوردار نیستند
برای خلاق بودن به حداقلی از 
هوش نیاز است


باور اشتباه دوم: عده ی زیادی معتقد هستند افراد خلاق انسانهایی خاص و استثنایی هستند و خلاقیت را منحصر به نوابغ، مخترعان و دانشمندان میدانند.

 

پرورش خلاقیت

افراد خلاق برای خلاقیت فردی دارای مشخصه های زیر هستند:


    به وضع موجود رضایت نمی دهند و طالب تغییر هستند.
    در دوران بچگی در محیطی با غنای فرهنگی، پرورش یافته اند.
    در کار اندیشیدن تاجایی که ممکن است، از قالب و چارچوب می گریزند.
   
 اضطراب و دلواپسی شان در کمترین حد است.
    استقلال نظر و پویایی بالایی دارند.
    استبداد رأی در آنها در کمترین حد ممکن است.
    موضع گیری آنها ناظر بر بازدهی بیشتر است.
    تکانه ها و امیال درونی شان با تأکید و تصدیق بیشتر مواجه می شوند.
    میزان درگیری ها و تعارضات درونی شان در سطح متعادلی قرار دارد.


حتما بخوانید:  افسردگی بعد از زایمان و درمان آن​

به نظر می آید که ویژگی های یاد شده، این حکم را که هر کسی سهمی از قوه خلاقیت دارد، نقض می کند. ولی در واقع چنین نیست، چون ویژگیهای یاد شده فقط انسانهایی را وصف می کنند که از قوه خلاقیت بسیار بالایی برخوردارند. تحقیقات انجام شده، نشان می دهد که انسان های بسیار خلاق، با کسانی که دارای قوه خلاقیت متوسط یا کم هستند، تفاوت دارند. «کروپ لی» می گوید: «انسان خلاق در فعالیتهای فکری خود نرمش و انعطاف پذیری خاصی دارد.


روش های افزایش خلاقیت فردی

1.    ذهن را با ورزش تقویت کنید


ورزش کردن و استراحت دادن به مغز نیز فکر خوبی است. گاهی‌ اوقات هرقدر تلاش می‌کنید و به ذهن خود فشار می‌آورید، حتی یک فکر کوچک خلاقانه نیز جرقه نمی‌زند. در این مواقع بهتر است به سراغ ورزش‌هایی مانند پیاده روی، یوگا یا سایر ورزش‌ها بروید و در حین ورزش سعی کنید، به ایده‌هایی جدید دست بیابید. این کار نوعی استراحت ذهنی است که غیرمستقیم شما را در مسیر خلاقیت قرار می‌دهد 

 

ذهن را با ورزش پرورش دهید

2.   خلاقیت فردی- کودک درون‌تان را بیدار کنید

کودکان هیچ مرزی برای خلاقیت فردی قائل نیستند. آنها بی‌ملاحظه و بدون هیچ فشاری ایده‌های جدید خلق می‌کنند. برای افزایش خلاقیت باید مشابه کودکان عمل کنید. کودک درون‌تان را بیدار کنید و به آن بال‌وپر بدهید. بگذارید ذهن به هر کجا که می‌خواهد برود. آن را محدود نکنید و اجازه بدهید به پرواز دربیاید و تا جایی که می‌تواند حرکت کند.


کودکان همه‌چیز را به چشم بازی نگاه می‌کنند. شما نیز باید از این ویژگی الگوبرداری کنید. تلاش کنید تا جنبه‌ی مفرح هر کاری را درنظر داشته باشید. به‌جای اینکه هر روز مانند جنازه‌ای متحرک به سر کار بروید، 


3.    طرح‌ها و نقشه‌های فکری‌تان را بکشید

برای افزایش خلاقیت فردی می‌توانید از کشیدن ایده‌ها و برنامه‌ها روی کاغذ نیز استفاده کنید. حتما برای شما هم پیش آمده است که در گوشه‌ی دفتر یا کتاب‌تان شروع به کشیدن طرح‌هایی ناخودآگاه و ذهنی کرده‌اید. این کار در افزایش خلاقیت فردی بسیار مؤثر است؛ به‌ویژه اگر شیوه‌ی تفکر شما بصری باشد، کشیدن طرح‌های ذهنی‌تان باعث می‌شود تا سریع‌تر و بهتر میان بخش‌های مختلف ذهن‌تان ارتباط برقرار شود. ایجاد شبکه‌ی ارتباطی میان بخش‌های مختلف مغزی، خلاقیت‌تان را روی غلتک می‌اندازد و به ایده‌های ناب‌تری خواهید رسید.


حتما بخوانید: 8 مرحله مهم برای رسیدن به اهداف زندگیتان​

10 روش ایجاد انگیزه در کارمندان​


4.    یادداشت برداری کنید

نوشتن کمک می‌کند آزادانه خود را بروز دهیم، به وضوح و روشنی نسبت به خود و اهدافمان دست یابیم و ایده‌های جدید خلق کنیم. فقط شروع کنید به نوشتن و به این فکر نکنید که می‌خواهید چه بنویسید یا چقدر خوب می‌توانید کلمات را روی کاغذ بیاورید. خود را ویرایش نکنید، فقط بنویسید. اگر نیاز به فکر کردن بیشتر دارید، می‌توانید کلمات یا عباراتی، چون اهداف، نقاط قوت من و … بنویسید و سپس از همان جا شروع کنید.


5.    بازی کردن را فراموش نکنید

صرف اینکه بزرگ شده‌ایم به این معنا نیست که نباید بازی کنیم. دکتر استوارت براون موسس انجمن ملی بازی، بازی را با اکسیژن مقایسه می‌کند: دورتا دور ما پر از بازی است، اما تا وقتی آن‌ها را داریم نادیده می‌گیریم و به آن توجهی نمی‌کنیم.

جنبه‌های بازیگوش شخصیت خود را پرورش دهید، بدین صورت احساس لذت و خلاقیت فردی بیشتری خواهید کرد. برای شروع به بازی این ایده‌ها را به کار ببرید: قصد کنید که بیشتر بازی کنید، چیز‌های سرگرم کننده اطراف خود نگه دارید (مانند پازل، دفتر نقاشی، هولاهپ و …)، به یک کلاس ورزشی در باشگاه نزدیک خود بروید یا یک کلاس هنری را شروع کنید، با حیوانات بازی کنید و بچه‌های کوچک را دور خود جمع کنید.

 

خلاقیت

6.    خود را از هیاهو دور کنید

نه‌ فقط رسانه‌های اجتماعی، بلکه خانواده و دوستان و حتی دل‌مشغولی‌های ذهنی ما هم اغلب اوقات مزاحم تمرکز و کارکرد بهینه‌ی ما هستند. اگر آگاهانه تصمیم نگیرید که کارتان را اولویت اول خود قرار دهید، نمی‌توانید همه‌ی پتانسیل خود را به مرحله‌ی عمل برسان
امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0


برچسب : ,
تعداد بازديد : 1


تاريخ : يکشنبه 28 مرداد 1397 زمان : : | نويسنده : | لينك ثابت |

عناوين آخرين مطالب ارسالي
صفحات ديگر
تعداد صفحات : 4 | صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد